دین در تکوین علم آفرینش یا فطرت که اصول آن توحید بعثت امامت عدالت و معاد است/ همانا دین در تشریع صلح آرامش و صحت بدون نزاع  است

دین در تکوین علم آفرینش یا فطرت که اصول آن توحید بعثت امامت عدالت و معاد است/ همانا دین در تشریع صلح آرامش و صحت بدون نزاع است

Religion is in the development of the science of creation or nature, the principles of which are monotheism, the mission, the Imamate, justice, and the resurrection. Indeed, religion is in the legislation of peace, tranquility, and health without conflict.
دین در تکوین علم آفرینش یا فطرت که اصول آن توحید بعثت امامت عدالت و معاد است/ همانا دین در تشریع صلح آرامش و صحت بدون نزاع  است

دین در تکوین علم آفرینش یا فطرت که اصول آن توحید بعثت امامت عدالت و معاد است/ همانا دین در تشریع صلح آرامش و صحت بدون نزاع است

Religion is in the development of the science of creation or nature, the principles of which are monotheism, the mission, the Imamate, justice, and the resurrection. Indeed, religion is in the legislation of peace, tranquility, and health without conflict.

ربا خواران ( دریافت کنندگان سود از انباشت سرمایه) نه مسلمانند و نه مومن بلکه کافرند

رباخوار بنا بر آیه 130 سوره آل عمران با نیت سرمایه گذاری در انباشت کردن و ذخیره طلا نقره جواهرات سکه خودرو املاک و مستغلات کالای ضروری ارز و چند برابر شدن قیمت آن در دراز مدت سود کلانی به جیب میزند و در واقع از احتکار سرمایه سود چند برابری میبرد/ چنین سودی از سرمایه برای مومنین که پیرو محمد ص هستند ربا و حرام است / رباخواران مسلمان نیستند چون با احتکار سرمایه صلح ناپذیری خود با مردم و بر هم زدن آرامش  مردم و سلامتی جامعه را نشان میدهند در حقیقت ربا ضد اسلام است  چرا که اسلام صلح آرامش و صحت با دیگران بدون نزاع است و بالطبع فردی که مسلمان نباشد اگرچه به خدا و رسولان معتقد باشد ایمان او پذیرفته نمیشود و بر مدار کافران است  و اگر بر رباخواری ادامه دهد بر کفرورزی ادامه داده و مرتد محسوب میشود و چنانچه بمیرد نباید بر او نماز میت خوانده شود و نباید بر سر مزار او رفت چرا که بر کفر مرده است / فردی که ایمان بخدا و پیامبران ندارد اما صلح پذیر آرامش خواه و صحت طلب است مسلمان است اما فرد رباخوار نه مسلمان و نه مومن است /

سود گرفتن از چه سرمایه ای حکم ربا برای مومنین دارد؟

آیه 130 سوره آل عمران با ترجمه آقای الهی قمشه ای میفرماید - ای کسانی که ایمان آورده‌اید، ربا مخورید که دائم سود بر سرمایه افزایید تا چند برابر شود، و از خدا بترسید، باشد که رستگاری یابید/ منظور از ایمان آورندگان در این آیه کسانی هستند که بخدا و پیامبران اعتقاد دارند و با جان و مالشان در راه خدا جهاد میکنند لذا خطاب این آیه مومنین ( پیروان محمد ص) است / اما در ادامه آیه سخن از ربایی است که برخی از سود بر سرمایه دریافت میکنند اینجا منظور از چه سرمایه ای است که سود بر آن ربا محسوب میشود؟ / سرمایه ای که انباشت و ذخیره میشود تا سود های چند برابری نماید چنین سودی ربا محسوب میشود چرا که از چرخه اقتصادی سود و زیان خارج شده است / اگر به انباشت و ذخیره طلا نقره سکه ارز املاک و مستغلات خودرو و سایر کالاها مازاد بر نیاز مبادرت کنیم و این سرمایه های منقول و غیر منقول را از چرخه اقتصادی سود و زیان به نیت سود های چند برابری خارج نماییم سود از این سرمایه  ربا برای مومنین محسوب میشود / بعبارت دیگر احتکار سرمایه برای دریافت سود  رباست / احتکار سرمایه بهر شکلی برای دریافت سود چند برابری صلح ناپذیری در چرخه اقتصادیست و چنین عملی جنگ اقتصادی با مردم است و برای همین ربا جنگ با خداست/ افرادی که سرمایه احتکار میکنند در جنگ با مردمند و چنین افرادی بنا بر آیه 208 سوره بقره گام های شیطانی برمیدارند و چنین فردی کافر محسوب میشود / انباشت سرمایه خود تحریمی است این خود تحریمی دامن میزند به تورم اقتصادی / چرا تورم در ایران بالا میرود ؟ چون انباشت سرمایه های منقول و غیر منقول مردم بیشتر شده است و همه دنبال سود های کلان هستند و این خود تحریمی بزرگی است که مبتلا به آن شدیم/ باید سوال کنیم که چه تعداد از ما ایرانیان در چنین خود تحریمی و احتکار سرمایه هر چند کوچک  و بزرگ دخالت داریم ؟ 

برقراری صلح آرامش و صحت بدون نزاع میان انسانها در همه امور سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی شرط عبور از کافر شدن

در آیه 14 سوره حجرات با کلام وحی حیرت آوری مواجه میشویم / جایی که میفرماید بادیه نشینان عرب گفتند ایمان آوردیم اما وحی آمد بر پیامبر که بگو شما اعراب بادیه نشین ایمان نیاوردید اما اسلام ( صلح آرامش و صحت بدون نزاع) آوردید/ اینجا به نکته ای برمیخوریم که میتوان اسلام آورد یعنی وارد صلح آرامش و صلح بدون نزاع شد بدون ایمان آوردن بخدا و پیامبران/ و اینجا اهمیت اسلام آوردن میان آدمیان یعنی وارد صلح آرامش و صحت بدون نزاع شدن میان آدمیان را نشان میدهدکه اولویت دارد بر ایمان بخدا و پیامبران/ ایمان اعتقاد بخدا و پیامبران و جهاد با مال و جان است و این مهم در اولویت دوم است پس از اسلام آوردن/ میتوان اسلام آورد بدون ایمان بخدا و پیامبران اما نمیتوان ایمان داشت بخدا و پیامبران بدون اسلام آوردن و چنین چیزی از جانب خدا پذیرفته نمیشود/ لذا اهمیت اسلام آوردن آدمیان یعنی برقراری صلح آرامش و صحت بدون نزاع میان انسانها در همه امور سیاسی اقتصادی فرهنگی اجتماعی شرط عبور از کافر شدن است / لغزش از صلح پذیری با انسانها یا آرامش خواهی برای همه یا صحت نخواستن برای همنوع که بواقع ایجاد نزاع است انسان را بدون آنکه بفهمد در وادی کفر و کافر شدن می غلتاند که موجب باطل شدن اعمال نیک او میشود / انباشت و ذخیره طلا و نقره سکه املاک و مستغلات مازاد خودرو وهر کالایی برای سود بردن بیشتر که باعث برهم خوردن آرامش مردم و جامعه شود از مصادیق مسلم کافر شدن است / 

صابر کاظمی ملی پوش والیبال ایران و مبلغ صلح درگذشت

ورزشکاران مبلغ صلح آرامش و صحت بدون نزاع میان ملتها یند و این عین رستگاریست چرا بهترین تبلیغ اسلام میان ملتهاست / فرزند ایران صابر کاظمی در میان بهت و حیرت و اندوه فراوان و مبلغ اسلام ( صلح آرامش و صحت بدون نزاع ) در سطح بین المللی و ملی پوش تیم ملی والیبال ایران جان به جانان تسلیم نمود و از میان ما رفت / ضمن تسلیت به ملت ایران و صبر برای خانواده او آنچه برای او باقی ماند آن چیزیست که مایه رستگاری او شد چرا که او بعنوان ورزشکار بین المللی برای تیم ایران مبلغ صلح بدون نزاع میان ملت ها بود / روحش شاد

چه بسیار افرادی که ایمان بخدا و پیامبران دارند اما کافرند و خود نمیدانند

کافر کلمه ای قرآنی است که میگوید آنها عهد شکن صلح ناپذیر و متجاوزند/ در واقع نمیگوید کافر ایمان بخدا و پیامبران ندارد چرا که فردی میتواند ایمان بخدا و پیامبران نداشته باشد اما به دلیل پایبندی به عهد و صلح پذیری و عدم تجاوز به دیگری مسلمان باشد و کافر نباشد ( آیه 14 حجرات)/ لذا چه بسیار افرادی هستند که بخدا و پیامبران ایمان دارند اما به دلیل بدعهدی صلح ناپذیری با مردم بر هم زدن آرامش دیگران و هرج و مرج طلب بودن و صحت دیگران را نخواستن و ذخیره کنندگان طلا و جواهر سکه ملک و مستغلات خودرو کافرند و خود نمیدانند/در زمره چنین افرادی میتوان کسانی را گفت که گران فروشی میکنند احتکار کنندگان اختلاس گران و متجاوزین به حقوق مردم و هر کس که در مسندی کاری میکند که منافع خود را بیش از حقش از جیب مردم و بیت المال خارج کند و موجبات هرج و مرج قیمت ها و سوء استفاده از آن برآید و صلح ناپذیر میان مردم باشد از جمله کافرانی است  که تصور دارد چون بخدا و پیامبران ایمان دارد پس مشکلی ندارد و چنین تصور و توهم باطلی را تا دم مرگ با خود میکشد و از خدا طلب آمرزش دارد اما مگر کافران بخشیده میشوند؟؟ / یک فردی که بخدا و پیامبرانش ایمان ندارد اما با مردم در صلح آرامش و صحت است به مراتب مزیت برتری دارد به فردی که ایمان بخدا و پیامبران دارد اما با مردم صلح ناپذیر آرامش برهم زن آنان و متجاوز به حقوق مردم است /

مدیر عامل و هیات مدیره بانک آینده و پژمان جمشیدی - وظیفه حکومت و خواسته ملت

وقتی صلح آرامش و صحت فرد - گروه - جامعه و ملتی توسط عده ای معدود رعایت نشود و دزدی ها و اختلاس های نجومی و تجاوز توسط آن عده معدود جهت کسب منافع صورت پذیرد آن عده معدود هم عهد شکن هم  پیمان شکن هم صلح شکن و هم هرج و مرج طلب و هم متجاوز محسوب شده و از اسلام خارج و  جزو مرتدین هستند چرا که مدت ها ی طولانی این امور پلید را انجام میدادند و به مردم و ملت زیان میرساندند و این عین کفرورزی است لذا این افراد مرتد هستند و باید به شدت  مجازات شوند/ نمیتوان با این افراد مماشات کرد اگر مماشات شود اعتماد ملتی به حکومت از بین خواهد رفت/ صلح آرامش و صحت عمومی اصل اول و  اساسی هر حاکمیتی است  و نباید استثنا قائل بود/ هر فردی چه حقیقی و چه حقوقی در هر مرتبه ای از مقامات لشگری و کشوری و سوپر استار که صلح آرامش وصحت ملتی را در مدت طولانی تصدی امور حاکمیتی و مالی و عفت عمومی برهم زند از اسلام خارج و بدون شک و تردید کفرورز بوده و مرتد محسوب میشود / وقتی به جرائم برخی افراد حقیقی و حقوقی نگاه میکنیم هم عهدشکن  هم صلح شکن هم آرامش شکن  هم هرج و مرج و مرج طلب و هم متجاوزند و این خصلت ها در مدت تصدی طولانی آنان بر امور آشکار است لذا کفرورز محسوب میشوند و مرتدی برازنده آنان است/ وقتی مماشات شود قطعا درسهای نادرستی به دیگران ارسال میکند و اینگونه امور پلید گسترش میابدهمانطور که شده است/ اسلام صلح آرامش و صحت بدون نزاع است و این دین الله است و هر که کار پلیدی در مدتی که در مسند هر کاری است انجام دهد هم از اسلام خارج شده و هم کفرورز است چرا که مدام به ملت و مردم صدمه میزند و چنین افرادی مرتدند /

ترامپ برنده جایزه «معمار صلح» نیکسون/ Trump wins Nixon Architect of Peace award

برقراری صلح بر مبنای نفوذ و قدرت این ابزار آمریکا برای تامین منافع خود است و جایزه معمار صلح ریچارد نیکسون که به ترامپ داده شدبر اساس تامین منافع آمریکاست / جایزه صلح با هر اسمی چه نوبل و چه معمار صلح نیکسون وقتی اعتبار دارد که صلحی بر پایه آرامش و صحت بدون نزاع برای جامعه جهانی باشد/ هرگاه ترامپ صلحی در مناطقی از جهان برقرار نمود که نزاعی دوباره صورت نگیرد آن صلح واقعی خواهد بود و جایزه صلح هم برازنده اوست/ اما برقراری صلح آمریکایی بر اساس منافع آنها یقینا صلح پایداری نیست چرا که با تغییر آن منافع صلح هم پایدار نیست برای همین صلحی پایدار است که نزاع در آن پایان پذیرد و دوباره شروع نشود / اسلام هزاران سال است صلح آرامش و صحت بدون نزاع و درگیری را بر اساس منافع همه جوامع بشری ابلاغ میکند و همه را به آن دعوت میکند تا جنگها و درگیری ها و نزاع ها پایان پذیرد / ترامپ هرگز صلح بدون نزاع را نمیپذیرد چرا که منافع دولت او بر این استوار نیست/ 

Establishing peace is based on the influence and power of this tool of the US to secure its interests, and the Richard Nixon Peace Architect Award given to Trump is based on securing US interests.

عصمت پیامبران و صالحان مومن و باورهای نادرست

عصمت ازگناه مصونیت در برابر گناه است که در اختیار اراده انسان است نه آبشنی که خدا به صالحان داده است/ پیامبران و صالحان مومن دو ویژگی اساسی را با تلاش خود کسب کرده اند اول مسلمانی و دوم مومن بودن را و جمع ایندو منجر به عصمت آنان از گناه شده است / در اولی یعنی مسلمانی تلاش کرده اند با دیگران در صلح آرامش و صحت بدون نزاع باشند که نشان از صبر بالای آنها میدهد و این شرط مسلمانی آنها بوده که خود مامور به ابلاغ آن به دیگران بوده اند و در دومی ایمان آوردن بخدا و رسولان او و کتب آنها و جهاد با جان و مالشان در راه خدا که همان هدایت تشریعی است که مامور به ابلاغ آن هم بوده اند و جمع شدن این دو و پذیرش آن و مراقبت از این دو ویژگی در اظهار و عمل موجبات عصمت از گناه را برای آنان فراهم کرد/ اینکه به تصور عوام الناس پیامبران و صالحان مومن با نیروی ویژه غیبی قادر به گناه و خطا نبودند و عصمت به آنان توسط نیروی غیبی به آنها از طرف خدا اعطا شد توهمی باطل بیش نیست/ همه ابنای بشر از یک نفسند و پیامبران و صالحان مومن نیز چیزی اضافه بر نفس سایرین در تکوین و آفرینش نداشتند جز اینکه با سعی و کوشش خود آنرا کسب نمودند و چنین سعی و کوششی برای همه میسر است /

زیست کوانتوم بودن حیات در وجود ها و کثرت های کم و زیاد( جسم و نفس و روح)

قرآن بما گرا میدهد که خلقت تدریجی بوده است ( آیات 11 اعراف -59 آل عمران- 14 نوح -7 و 8 و 9 سجده - 30 انبیا و ده ها آیه دیگر / علم به چنین موضوعی رسیده است که پس از انفجار بزرگ ( بیگ بنگ ) نیرو های بنیادی ( میدان های کوانتومی ) و سپس ذرات بنیادی( کوانتومی ) و اتم ها و مولکولها بوجود آمدند و در طی زمان ستارگان و سیارات و حیات در زمین شکل گرفت / سیاره زمین ابتدا شکل گرفت و برای حیات آماده شد تدریجا و سپس موجودات پا بر عرصه آن گذاشتند / وجسم انسان و آدم هم یکی از این موجودات بود که تدریجا از خاک و آب شکل گرفت و روحی در آن دمیده شد که منشا آن هوشمندی و جاذبه بود و در بهشت ساکن شد و پس از خطای خود تنزل به عالم دنیوی نمود/ بنابراین منشاء همه پدیده های مادی و غیر مادی از نیروهای بنیادی یا میدان های کوانتومی  و ذرات بنیادی یا کوانتومی است/ و آدم و انسان هم  از خاک و آب آفریده شده و هم خاک و هم آب از ذرات بنیادی و نیروهای بنیادی تشکیل شدند/ بنابراین جسم آدم و انسان زیست کوانتومی هستند یعنی در کثرت زیاد و وجود کم  و منشایی یکسان با سایر پدیده ها دارند  و روح آدم و انسان  از هوشمندی و جاذبه است یعنی نیروهای هوشمندی که موجب وحدت اجزا( جاذبه)  در کثرت کم اند که دارای غنای وجودی بالا هستند /  جسم انسان و آدم زیست کوانتومند یعنی نیروهای بنیادی یا میدان های کوانتمی که موجب وحدت اجزا ( ذرات بنیادی) در کثرت زیاد که دارای غنای وجودی کم هستند میشوند/ 

پهلوی دوم و اسلام

پهلوی دوم در سخنرانی که در کانادا نمود گفت باید کشور را از دست اسلامگرایان  خارج و صلح برقرار نمود / همین جمله او نشان داد که نامبرده هیچ اطلاعی از معنی اسلام ندارد و بین اسلام و صلح فرق قائل است / اسلام  یعنی ادخلوا فی السلم داخل یا وارد صلحی شوید بدون نزاع و معنایی فراتر از صلح تنها دارد چرا که اسلام گرا قائل به صلحی است بدون نزاع و درگیری و جنگ اما صلح در مکتب غربگرایان صلح بدون نزاع وجود ندارد بلکه هر گاه منافعشان ایجاب کند تعرض و درگیری ایجاد میکنند/ لذا اسلام گرا صلحی عمیق تر از آنچه پهلوی دوم بر زبان میراند قائل است / آنچه در سخنرانی پهلوی دوم مشهود است او اسلام گرا را مساوی خشونت گرا میداند و این کاملا غلط و نادرست است/پهلوی دوم و هوادارانش اسلام را نفهمیدند و در اشتباهی عمیقند و نمیدانند که صلح و اسلام یکی هستند و حتی اسلام صلح را بر اساس عدم نزاع و درگیری میداند/

نامه ای به ابلیس

سلام بر مخلوق خدا ابلیس این سلامی است  از صلح آرامش و صحت بدون نزاع اگرچه تو آنرا با آدمی تا فرا رسیدن مهلتی که داری ترک نمودی و با آدمیان دشمنی میورزی . من و تو در یک چیز مشترکیم و آن خلق تکوینی از دین ا‌ست و تنها در پیروی از تشریع دین متفاوتیم / من آدمی برای داشتن حیاتی بهتر و مطلوبتر با دیگر همنوعانم میباید از صلح آرامش و صحت با آنها پیروی کنم چون آنها هم همین را میخواهند اما تو با تحریک و وسوسه نفس اماره آدمیان از جمله جاه طلبی ها و ثروت اندوزی ها و خود خواهی ها راه پلیدی را به آنها نشان میدهی و دشمنی میورزی مگر من آدمی با تو و فرزندان تو چنین میکنیم که تو با ما چنین میکنی؟ چه خوب بود که میتوانستی چنین خصلت پلیدی را کنار میگذاشتی و با توبه به درگاه الله با من آدمی از در صلح آرامش و صحت بر میآمدی تا به مسلمانی  برمیگشتی و حیات  را برای ما آدمیان شیرین مینمودی /  تو طمع فرشته شدن و قرار گرفتن در صف آنان با حیله و نیرنگ داشتی اما مگر من تو را رسوا کردم که با من دشمنی داری ؟ / تو اکنون از جرگه مسلمانی خارجی و همه عبادات تو به درگاه الله باطل شده است و این خسران بزرگی است  که به آن گرفتاری/ برای موجودی چون تو که درمانده و مفلوکی با همه پلیدی هایی که داری طلب صلح آرامش و صحت بدون نزاع دارم/

رژیم اسرائیل و رژیم حماس

رژیم اسرائیل و حماس در یک موضوع شریکند و آن کشتن و گروگانگیری افرادی است که در جنگ دخیل نیستند و این افراد قربانی سیاست های غیر دینی سردمداران این دو هستند / حماس در حالی خود را  از پیروان محمد ص میدانند و قرآن را کتاب مقدس خود  میدانند که میگوید کشتن یک انسان بیگناه به مثابه کشتن همه انسانهاست و همین عبارت نیز در کتاب تورات برای پیروان موسی ع نیز آمده است / بنابراین سردمداران این دو رژیم نه صلح طلبند نه آرامش طلب و نه صحت خواه و مسلمان نیستند /  رژیم های اسرائیل و حماس دو نمونه از دولت های افراطی هستند که برای بیگناهان هیچ ارزشی قائل نیستند و تنها منافع خود را میبینند/ پایان دادن به اشغالگری وقتی در ناتوانی نظامی  رژیمی قرار دارد که نباید دست به خودکشی گروهی  زد و همه ملتی را به قتلگاه برد / رژیم حماس هم مرتکب قتل عام بیگناهان یهودی شد و هم بردن مردم خودش بسوی قتل عام توسط ارتش اسرائیل و این احمقانه ترین سیاستی است که رژیمی میتواند بگیرد/ 

اقلیت شرایع یا اقلیت دینی؟

دین یا اسلام در هستی و مخلوقات واحد است ( آیه 30 سوره روم) بنابراین بکاربردن لفظ اقلیت دینی کاملا نادرست است وقتی دین واحد است اقلیت برای آن قائل بودن بی مورد است / همه پیامبران یک دین داشتند اما در شرایع متفاوت بودند/ بنابراین شرایع متفاوتند نه دین/ در اصل 13 قانون اساسی ایران نیزاز اقلیت های کلیمی و مسیحی و زرتشتی به غلط اقلیت دینی گفته شده در صورتی که آنان اقلیت شرایعند و دینشان با ما پیروان محمد ص یکی است و اظهار صلح آرامش و صحت بدون نزاع میان انسانها دارند لذا مسلمان هستند/ اینکه برخی تصور میکنند تنها پیروان محمد ص مسلمان هستند و مابقی پیروان پیامبران مسلمان نیستند تصور باطل و غلطی است / هر انسانی که که در سیاره زمین با دیگری اظهار صلح آرامش و صحت بدون نزاع نماید مسلمان است و مسلمانی وابسته به پیروی از پیامبران نیست /

علی شمخانی - پژمان جمشیدی و ضرباتی که به صلح آرامش و صحت جامعه زدند

مراسم  شکوهمندانه فرعون گونه عروسی دختر علی شمخانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی ایران موجی از بهت و حیرت را میان مردم ضربه خورده ایران برانگیخت و دروغگویان ساده زیستی را رسوا کرد و در حالیکه ملت ایران زیر بار فشار شدید اقتصادی هستند نشان داد نوکیسگان انقلابی چگونه دچار طغیان شدند که یکی از ارکان پیمان شکنان و متجاوزین به حقوق مردمند که دروازه ورود به کفر است / از طرف دیگر شاهد اخباری مبنی بر اتهام تجاوز سوپر استار سینمای ایران پژمان جمشیدی بودیم  که اگر درست باشد ورود آشکار وی به کفر است/ در هر دو فعل شمخانی و جمشیدی طغیانی دیده میشود که ناشی از انباشت ثروت و بی نیازی است که هر دو را بسوی کفر سوق داده است/ این رفتار افراد مشهور به صلح آرامش و صحت جامعه ایران ضربات جبران ناپذیر وارد کرده و درس های نادرستی میدهد / خانواده شمخانی اثبات کردند مومن واقعی نیستند علیرغم رفتار ریاکارانه ای که دارند و خود را سوپر مومن معرفی میکنند و سوپر استار سینمای ایران نیز که متهم به عمل و رفتاری متجاوزانه است / جا دارد دستگاه قضایی برای حفظ شان جامعه و ترمیم ضربه ای که این افراد به صلح آرامش و صحت نیمه جان جامعه زدند واکنش مقتضی نشان دهد/

طلا-سکه-ارز-املاک

آنچه شاهد آنیم با افزایش غیر عقلانی دلار و طلا سکه و املاک در بازار ایران موجب بر هم خوردن صلح آرامش و صحت درونی ایرانیان شده است/ حال هر فردی به این مسئله دامن بزند و آشوب اقتصادی را به سهم خود انجام دهد برای کسب سود های باد آورده به قیمت گرسنگی بیشتر فقرا و نیازمندان جامعه و برهم خوردن زندگی ها و رنج دیگران بدون تردید شریک در برهم خوردن صلح آرامش و صحت دیگران است و از اسلام خارج و وارد کفر شده است/ انباشت گنج یا دلار و طلا سکه و املاک مخرب صلح آرامش و صحت یا اسلام است و فرد را از مسلمانی خارج میکند برای همین  در آیه 34 سوره توبه افرادی که طلا ذخیره و پنهان میکنند و انفاق نمیکنند به عذاب دردناک بشارت میدهد/ هر مسئول و مدیری و فردی در جامعه که در برهم زدن اقتصاد مردم شرکت کند و صلح آرامش و صحت مردم  را بر هم زند و نقشی در ناترازی طبقاتی میان مردم ایفا کند از مسلمانی خارج شده  و به طبع ایمان آن فرد نیز باطل است/

همه پیروان نوح - ابراهیم - موسی - عیسی و محمد ص مسلمانند

مسلمان بودن آدمی در برقراری صلح آرامش و صحت با دیگریست و ربطی به این ندارد که پیرو چه پیامبری باشی و یا پیرو پیامبری نباشی/ حتی فردی که خداپرست نیست و پیرو هیچ پیامبری هم  نیست اما با دیگران در صلح آرامش و صلح زندگی میکند مسلمان است بنابراین فرهنگ غلط و نادرستی که در میان عوام پیروان محمد ص و سایر پیروان دیگر پیامبران است باید اصلاح گردد/ پیروان محمد ص تصور باطلی دارند که مسلمان فردیست که شهادت به رسالت محمد ص دهد که کاملا غلط است بلکه مسلمان کسی است که در صلح آرامش و صحت با دیگری باشد/ مسلمانی پایه و اساس ایمان بخدا و پیامبران  محسوب میگردد یعنی بدون اسلام آوردن نمیتوان مدعی ایمان شد اما مسلمانی بدون ایمان امکانپذیر است/  مسلمانی در آیات قرآن ادخلوا فی السلم در آیه 208 سوره بقزه آمده است و همجنین از آیه 14 سوره حجرات میتوان فهمید که اسلام آوردن بدون ایمان آوردن امکان پذیر است/ ادخلوا فی السلم در آیه 208 سوره بقره به معنی داخل شدن به صلح است /مومن بودن که پس از مسلمانی میسر است ایمان بخدا و پیامبران در عمل است یعنی فدا کردن جان و مال در راه خدا و این امتحان بسیار سختی است که امتیازی برای مومنین است / اما شرط اصلی در مسلمانی همه پیروان پیامبران و غیر آن اینست که آدمی با دیگران در صلح و آرامش و صحت زندگی کند و هرگونه خارج شدن از این مهم قرد را بسوی کفری میبرد که متوجه نمیشود / 

ترامپ و مسلمانی

مسلم و مسلمان فردیست که اظهار صلح طلبی آرامش خواهی و صحت طلبی نماید / برای مسلمان بودن نیازی به خداپرست بودن و پیامبران را پذیرفتن نیست چرا که خداپرستی و پذیرفتن پیامبران الهی در حوزه ایمان است اما فردی که ایمان دارد حتما باید مسلمان باشد و نمیتوان مومنی بود که مسلمان نباشد / بدین ترتیب فردی چون ترامپ که اظهار صلح طلبی و آرامش و صحت میکند را میتوان مسلمان نامید و چنانچه از صلح طلبی و آرامش و صحت برای دیگرلن خارج گردد مسلمانی را از دست میدهد/ در رفتار ها ی آقای ترامپ دیده میشود جایی که صلح را برقرار میکند مسلمانی خود را بروز میدهد و جایی که جنگ افروزی مینماید کفرورزی خود را / یعنی گاهی مسلمان دیده میشود و گاه کافر / چنین رفتارهایی در همه افراد دیده میشود و نمیتوان بطور قطعی گفت که فردی چون ترامپ همواره در کفر است و افرادی چون ملایان همواره مسلمانند / نگاه مطلق گرایی در خصوص مسلمان بودن افراد کاملا نادرست است و انسانها همواره در طول زندگی خود میان کفر ورزی و مسلمان بودن قرار میگیرند / افرادی که دیدگاه داعشی دارند در توهم خود را مسلمان میدانند در حالیکه کفرورزی را پیشه کردند/ مسلمانی نه به نماز خواندن است و نه به شهادت دادن به یگانگی الله و نه شهادت دادن به خاتم النبیین محمد ص بلکه مسلمانی تنها به اظهار صلح آرامش و صحت با دیگران است / ترامپ هنگامیکه صلح برای همه اظهار میدارد مسلمان است اما وقتی جنگ افروزی میکند کافر میشود/ و این رفتار در میان ملایان و مذهبیون افراطی هم دیده میشود / مومنین بنا بر نظر قرآن افراد میانه رو میباشند که در اظهار صلح آرامش و صحت معتدل هستند و افراط  نمیکنند و این بهترین رفتار است/

اسلام تشریعی ( ابلاغی ) انسان محور است

مالکیت و حاکمیت مخلوقات از آن خداوند است ( آیات 189 آل عمران -40 مائده- 120 مائده- 116 توبه- 42 نور) / مخلوفات از دین تکوینی خلق شده اند( 30 سوره روم) / بنابراین پیدایش مخلوقات فاقد اختیار ناشی از اراده الله و حق آفرینش آنها و خدا محور است / حال خلق آدمی بر دو محور قرار دارد اولی در خلق تکوینی اوست که خدامحور است لذا مالکیت  و حاکمیتش از آن خداست  و دوم ابلاغ دین الحق یا اسلام تشریعی و هدایت آدمی به ایمان بخدا و رسولان بر اساس لااکراه فی الدین که انسان محور است چرا که آدمی دارای اختیار و عقل است برای پذیرفتن یا نپذیرفتن دین الحق یا اسلام تشریعی یا صلح آرامش و صحت با خود و دیگری و ایمان بخدا و رسولانش/ لذا اسلام تکوینی در آدمی خدا محور و در اسلام تشریعی یا ابلاغی انسان محور است چرا که این آدمیست که با عقل خود و اختیار خود آنرا میپذیرد یا نمیپذیرد/ حقوق انسان و برابری حقوق انسانها  در قرآن مبنای انسان محوری دارد چرا که تشریع و ابلاغ است نه تکوین  و ابلاغ پذیرش یا غیر پذیرش دارد / لذا حقوق بشر امروزی مبنای انسان محوری پیدا میکند نه خدا محوری چرا که تشریع و ابلاغ است/

گفتمان ترامپ

مخاطب جهانی گفتمانی را میپذیرد که بر سه عنصر صلح آرامش و صحت استوار باشد و این سرشت آدمیست / ترامپ از عنصر صلح به بهترین نحو در سطح جهانی استفاده میکند بطوریکه حتی روسای جمهور کشورهای اسلامی او را نامزد دریافت جایزه صلح اعلام نمودند/ کدام مخاطب جهانی شعار های ایدئولوژیک مذهبی را پذیراست؟ / جز عده اندکی که ایدئولوژیک زده مذهبی هستند که پذیرای شعار های مذهبی هستند مخاطب جهانی از آن رویگردان است/ بنابراین هر رهبری در جهان امروز که بر سه عنصر صلح آرامش و صحت در سطح داخلی و بین المللی تاکید ورزد میتواند جریان افکار عمومی دنیا را متوجه گفتمان خود قرار دهد / وقتی گفتمان ایدئولوژیک مذهبی در داخل کشور طرفداری ندارد به طبع مخاطب جهانی هم ندارد چرا که ایدئولوژیک مذهبی با سرشت آدمی بیگانه است اما سه عنصر صلح آرامش و صحت با سرشت آدمی همنشین میشود و پذیرفته میشود / لذا بهمین خاطر ترامپ محبوبیت جهانی بسبب استفاده درست از کلمه صلح در سطح داخلی و بین المللی دارد اما رهبری ایران فاقد چنین محبوبیتی است / تا حاکمان ایران اولویت کشور را بر طی مسیر صلح آرامش و صحت داخلی و بین المللی  قرار ندهند نمیتوانند محبوبیت مخاطب جهانی و داخلی را کسب کنند/

ناکامی در اجرای وظایف قوای سه گانه و رهبری در برابر مردم و کشور

اصلی ترین وظیفه قوای سه گانه و رهبری در ایران و در برابر ساکنین آن فراهم کردن مسیر صلح آرامش و صحت امور مملکتی است تا مردم آنرا در کشور احساس کنند و نسل آینده به آن امیدوار گردند/ متاسفانه و متاسفانه چنین رویکردی سالهاست در روند کشورداری دیده نمیشود و مردم احساس میکنند کشور در هرج و مرج داخلی سالهاست دست و پا میزند و قوای سه گانه هر روز ضعیف تر و منفعل تر عمل میکنند و امید به آینده کشور وجود ندارد/ وقتی حاکمان کشور فراموش میکنند طی مسیر صلح آرامش و صحت برای کشور مهم است و همه چیز را پای ایدئولوژی اختصاصی خود قربانی میکنند چگونه مردم سر خورده نشوند و اعتماد خود را از دست ندهند/ جای شک و تردیدی نیست که قرار دادن کشور در مسیر صلح آرامش و صحت برای مردم بمراتب مهمتر از ایدئولوژی های اختصاصی حاکمان است / سوال مردم اینست که چرا منابع کشور به عوض بکارگیری در مسیر صلح آرامش و صحت ملت و کشور صرف ایدئولوژی های مذهبی بیفایده میگردد؟؟ که جز خسارتهای سنگین عایدی نداشته است؟ / یکبار هر نفر برای زندگی در دنیا متولد میشود آیا بهتر نیست بجای شعار های مذهبی بیهوده و ایدئولوژی های بی مصرف مذهبی زندگی را صرف حرکت در مسیر صلح آرامش و صحت مردم و ملت نمود ؟؟

ترامپ و نتانیاهو دشمنان صلح

افراد و دولی که مهمات و جنگ افزار هایی در حجم گسترده برای آدمکشان ارسال میکنند تا آنها دست به کشتار زنان و کودکان و مردان بیگناه و خارج از جنگ بزنند که حیرت جهانیان را برانگیخته و سپس دم از صلح میزنند و معتقدند صلح را از طریق قدرت باید اعمال کرد این افراد و دولت ها همنشین و  یاران ابلیس اند و دشمن صلح و آرامش و صحت جهانیان هستند / صلح و آرامش و صحت میان ملت ها و اقوام و دسته ها هنگامی معنا و مفهوم توحیدی دارد که قبل از نزاع و درگیری و جنگ رخ دهد و مردم جهان چنین صلحی را توحیدی میدانند/ ترامپ و نتانیاهو دو روی یک سکه اند که دم از صلح از طریق قدرت میزنند که روی دیگر آن سکه تصویر ابلیسی دیده میشود که صلح را با کشتار مردم بیگناه  انجام میدهد/ 

صلح ترامپ صلح ابلیسی نه صلح توحیدی

ابلیس هم خواهان صلحی است بر پایه جنگ افروزی و خونریزی میان آدمیان آیا بر این اساس ابلیس را باید صلح خواه و صلح طلب خطاب کرد و او را نامزد جایزه صلح نوبل کرد؟ این همان کاریست برخی دول غربی در حال انجام آنند /  جنگ افروز و جنگ طلب کافر است و جنگ افروز صلح طلب همان کافر صلح طلب است که قصدش از صلح طلبی فریب و نیرنگ است/ اسلام دعوت به صلح آرامش و صحت  بدون نزاع و جنگ است  و این کاملا متفاوت از آنچه جنگ افروزان صلح طلب میکنند است/ جنگ افروز صلح طلب همان شیوه ابلیس گونه برخی دول زورگوی امروز است / خون بیشمار انسانهای بیگناه که در جنگ افروزی دخالتی ندارند اما قربانیان اصلی آنند ریخته میشود اما جنگ افروزان صلح طلب نامزد جایزه صلح نوبل میشوند/ جایزه صلح نوبل باید به کسانی اهداء گردد که تلاش برای ایجاد صلح آرامش و صحت بدون نزاع و درگیری و جنگ میکنند نه کسانی که سیل تجهیزات و مهمات نظامی برای کشتار انسانها را روانه میکنند و بعد ژست صلح طلبی میگیرند که ابلیس هم حامی چنین صلحی است/ صلح ابلیس گونه همان راه و روش ترامپ یعنی جنگ افروزی صلح طلبانه است کشتار صلح نما / صلح از طریق قدرت برای متجاوز زورگو بکار میرود نه برای کشتار مردم بی دفاع بی پناه / دولتی را تا به دندان مسلح کردن و سپس آزاد گذاشتن او برای کشتار بی رحمانه زن و کودک بی پناه بی دفاع اسمش شده برقراری صلح از طریق قدرت / مراقب فریب های دستگاه تبلیغاتی استعماری غربیان باشیم/ وارونه جلوه دادن پلیدی ها فعل ابلیس است که ترامپ امروز پرچمدار آنست/ شیوه ترامپ برای صلح همان شیوه ابلیس برای صلح است یعنی کشتار صلح نما / اسلام دین اظهار صلح بدون نزاع است نه اظهار صلحی از طریق جنگ افروزی/

سابقه یا قدمت اسلام

قدمت اسلام یا دین در بعد تکوینی یا آفرینش  به قبل از بیگ بنگ بزرگ ( بفرض درستی این تئوری) برمیگردد یعنی تکوین یا آفرینش خود دین چرا که دین خود مخلوق است / و قدمت اسلام در بعد تشریعی به حضرت آدم ع بر میگردد که مامور به ابلاغ اسلام بود / اینکه تصور گردد که اسلام قدمتش به زمان حضرت محمد ص برمیگردد و از آنجا شروع شده است تصور کاملا باطلی است / چرا که همه پیامبران مامور به ابلاغ اسلام ( صلح آرامش و صحت ) بودند/ بارها گفته ام که لفظ دین موسی و دین عیسی و دین محمد یا دیانت بهایی کاملا غلط است و هیچ پیامبری مبدع دین نیست بلکه مبدع دین یا آفرینش تنها خدای واحد الاحد است/ پیامبران در شریعت متکثرند اما همه آنها پیرو یک دین بنام اسلام ( صلح آرامش و صحت) بودند / بنابراین قدمت اسلام تکوینی بسیار بیشتر از اسلام تشریعی بوده است چرا که ابتدا آفرینش ستارگان و سیارات و فضا و زمان ابتدا اتفاق افتاده سپس انسان و آدمی برای پذیرش اسلام تشریعی پا به عرصه خلقت نهاده است/ اینکه عوام باور کرده اند که اسلام از هنگام بعثت حضرت محمد ص مطرح شده و قبل از آن نبوده باوری کاملا نادرست و اشتباه است بلکه اسلام تشریعی در انسان و آدمی از هنگامه خلق او میباشد در قرآن هم میفرماید که هیچ قومی بدون راهنما و پیامبر نبوده اند/ حتی طومار انسانهایی که قبل از خلقت آدمی در زمین بوده اند و جمع شده و معادشان فرا رسید نیز اسلام تشریعی به آنان ارائه گردیده بود /لذا سابقه و قدمت اسلام تکوینی از اولین خلقت آغاز شده و اسلام تشریعی نیز تا آخرین آدمی ادامه خواهد یافت/


صلح آرامش و صحت حق مسلم اولیه ملتها و داشتن انرژی هسته ای حق ثانویه ملتها

نیاز اساسی و بنیادی ملت ها صلح آرامش و صحت عمومی است و این حق اساسی و بنیادی مسلم ملت هاست / انرژی هسته ای صلح آمیز حق مسلم هست اما نه حقی بنیادی تر و اساسی تر از حق صلح آرامش و صحت / نمیتوان حق بنیادی صلح آرامش و صحت عمومی را قربانی حق دارا بودن انرژی هسته ای نمود و این دور از عقل سالم است / در دنیایی که شورای امنیت سازمان ملل حاکم بر منشور سازمان ملل است و اینرا دولت ها در ماده 25 منشور سازمان ملل پذیرفته اند که از تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل پیروی نمایند نباید دولت و حاکمیتی سازی بر خلاف تصمیمات این شورا اتخاذ کنند و ایدئولوژی باطلی را بر ملتی تحمیل کنند که صلح و آرامش و صحت آنان را با خطر مواجه کند / انرژی هسته ای صلح آمیز حق همه ملت هاست اما نه با خطر انداختن صلح آرامش و صحت آنان/

ایمان بخدا و پیامبران بدون اسلام آوردن ( داخل شدن به صلح آرامش و صحت بدون نزاع) پذیرفته نمیشود و باطل است

پایه و رکن ایمان داشتن اسلام آوردن است / اسلام آوردن یعنی - ادخلوا فی السلم  - وارد و داخل شدن به صلح آرامش و صحت بدون نزاع/ ایمان بخدا و پیامبران اگر بدون اسلام آوردن باشد پذیرفته نمیشود / در آیه 208 سوره بقره به ایمان آورنده گان هشدار داده شده است که اگر اسلام نیاورند درواقع از گامهای شیطان پیروی میکنند / اسلام آوردن رکن و پایه ایمان داشتن است  و بدون آن ایمان باطل است / میتوان اسلام آورد بدون ایمان داشتن اما نمیتوان ایمان داشت بدون اسلام آوردن/ ارتداد هنگامی رخ میدهد که فرد اسلامش را ترک میکند یعنی صلخ آرامش و صحت با دیگران را ترک میکند در این حالت فرد کافر میشود حال اگر کفر ورز گردد یعنی عهد شکنی و جنگ طلبی و صلح ناپذیر گردد کافر مرتد است که به اشد مجازات خواهد رسید / با ترک شریعت پیامبر خاتم ارتداد رخ نمیدهد بلکه با ترک اسلام یا دین همراه با کفرورزی ارتداد حاصل میگردد/ همه پیروان پیامبران الهی دین اسلام دارند بشرطی که وارد صلح آرامش و صحت بدون نزاع با یکدیگر شوند و همه مسلمانند لذا اگر فردی که پیرو شریعتی بوده  و آن شریعت را ترک کند مرتد نیست /

ابلیس و اسلام

ابلیس موجودیست که از دین یا اسلام پدید آمده است / ابلیس از آتش خلق شده و این مخلوق خلقتش از دین است بنابراین وجودش اسلام دارد / اما ابلیس در تشریع با اختیار خودش مسیر صلح آرامش و صحت را با آدمی انتخاب نکرده بلکه دشمن آدم است و با آدم دشمنی میورزد/ و به همین دلیل ایمان بخدا و پیامبران الهی او باطل است /بعبارت دیگر ابلیس وجودی توحیدی دارد اما در تشریع گمراهی را انتخاب کرده است /لذا ابلیس نه مسلمان است و نه ایمان بخدا و پیامبران الهی دارد و موجودی مرتد محسوب میشود که مهلت دارد/ مرتد است چون از اسلام تشریعی (  صلح آرامش و صحت با آدمی ندارد) خارج شده چرا که قبل از خلق آدمی مسلمان بوده است و با خلق آدمی و دشمنی با او از مسلمانی خارج شده است و  کفر ورزی مینماید لذا مرتد است / 

موسیقی و اسلام

 اسلام در قرآن به معنای صلح و آرامش و صحت بدون نزاع است و شخصی که اظهار صلح و آرامش و صحت بدون نزاع با دیگران کند مسلمان خوانده میشود / موسیقی در انسان موجب آرامش و صحت روانی و جسمی او میگردد و در جمعی که موسیقی نواخته میشود میان آن جمع صلح و آرامش و صحت بدون نزاع میآورد بنابراین موسیقی موجب حرکت انسان سوی صلح و آرامش و صحت دارد / لذا موسیقی نمیتواند حرام تلقی گردد / کسانیکه موسیقی را حرام میدانند به این دلیل است که معنای درست اسلام را نمیدانند و از روی تعاریف باطل از اسلام اظهار نظر میکنند و تعصب را بر اندیشه مقدم میدانند و یا از روی قصد و غرض حلالی را حرام میکنند چرا که منافعی را دنبال میکنند/ موسیقی اصواتی تولید میکند که انسان را به اسلام آوردن نزدیکتر میکند / بعبارتی موسیقی اسلام را تقویت میکند / بدون شک و تردید تلاوت آیات قرآن با استفاده از موسیقی متوازن و هارمونیک بسیار جذابتر و زیباتر خواهد بود و انسان را بسوی صلح آرامش و صحت که همان اسلام است میکشاند/ صدای موسیقی یک پدیده است و موجودیت پدیده منوط به اسلام داشتن آن پدیده است / همه پدیده های هستی از قانون هستی پیروی میکنند / در آیات قرآن اشاره شده که سایه ها خدا را ستایش میکنند بنابراین  هیچ پدیده تکوینی در هستی را انسان نمیتواند حرام بداند/ در سوره طارق اشاره  به ستاره ای شده است که کوبنده و  شکافنده شب و تاریکیهاست این کوبنده گی صدای هارمونیک موسیقی است که آن ستاره دارد /

به چه کسی مسلمان میگویند؟

عوام بر این تصورند که مسلمان کسی است که خداپرست باشد و تسلیم به امر خدا باشد و شهادتین بگوید و نماز بر پا دارد در حالیکه چنین تصوری کاملا باطل است/ در قرآن در آیه 94 سوره نساء میفرماید به کسیکه اظهار صلح و آشتی بدون نزاع دارد مسلمان بگویید/ بنابراین با این تعریف ساده مسلمان به کسی گفته میشود که اظهار صلح آرامش و صحت بدون نزاع نماید / لذا کافری که چنین اظهاری نماید مسلمان است/ اهل کتاب چه یهودی و چه مسیحی هم در درجه اول مسلمانند اگر اظهار صلح آرامش و صحت بدون نزاع نمایند / پیروان محمد ص هم چنانچه اظهار صلح آرامش و صحت بدون نزاع داشته باشند نیز مسلمان خطاب میشوند در غیر اینصورت مسلمان نیستند/ مسلمانی پایه و اساس دینداریست/ مسلمان بودن اساس و پایه اسلام موسی و عیسی و محمد ص و سایر پیامبران الهی بوده است/ مسلمان بودن گاها بدون ایمان بخدا و رسولان است ( آیه 14 حجرات)/ یک تکه سنگ هم مسلمان است چرا؟ / چون اجزای تشکیل دهنده آن در صلح آرامش و صحت بدون نزاع در کنار هم قرار گرفتند مانند جسم انسان/ لذا در تشریع انسانهایی که اظهارکنند که در صلح آرامش و صحت بدون نزاع و جنگ هستند به آنان مسلمان خطاب میشود /

نگاه درست به حدیث کساء

آنچه عوام از حدیث کساء برداشت کردند این است که خلقت بخاطر پنج تن آل عباست در حالیکه در این حدیث به چنین چیزی اصلا اشاره نشده است / آنچه در حدیث کساء اشاره شده اینست که آفرینش آسمان و زمین و ماه و فلک چرخان نبود مگر بخاطر دوستی پنج تن آل عبا در زیر عبای ضخیم ( کساء)/ بنابراین عوام برداشت غلطی از حدیث کساء دارند که میگویند خلقت هستی بخاطر پنج تن آل عباست در حالیکه چنین چیزی در این حدیث مطلقا نیست بلکه مراد حدیث از دوستی بین پنج تن آل عباست که خدا میفرماید خلقت را بر آن بنا نهادم/ خلقت تکوینی است و اساس و بنیاد اجزای درونی هر پدیده بر صلح آرامش و صحت  بنا شده است و تضادی در درون پدیده دیده نمیشود لذا دوستی میان پنج تن آل عبا نشانه ای از صلح آرامش و صحت بدون نزاع در خلقت و آفرینش پدیده های هستی است  که تضاد درونی در خلقت و آفرینش پدیده ها وجود ندارد / دوستی میان پنج تن آل عبا هم نشان از صلح آرامش و صحت بدون نزاع میان آنهاست که مشابه خلقت و آفرینش همه پدیده های هستی است/

برهم زنندگان صلح آرامش و صحت مردم مسلمان نیستند

فرد یا افراد یا دسته و گروه یا حکومت و دولتی که میان مردم صلح آرامش و صحت را برقرار نمیکنند و امنیت سیاسی اقتصادی فرهنگی و اجتماعی را بر هم میزنند از دایره اسلام تشریعی خارجند و کفر ورزند/ اینان بدترین افراد روزگارند / کفر ورزی بدترین عملی است که جنگ طلبان و عهدشکنان و متجاوزین به صلح آرامش و صحت مردم وارد میکنند / اسلام تشریعی مردم را به صلح آرامش و صحت دعوت میکند و این یکی از مهمترین ماموریت های پیامبران بوده است/ اینکه عده ای با شعارهای باطل و ادعاهای متوهم در طول سالیان گذشته برای مردم جز ناامنی و جنگ افزایی چیز دیگری به ارمغان نیاوردند و مدام بر این کفرورزی خود اصرار دارند عذابی دردناک در انتظار آنان است/ 

کنار زدن نهاد دین - کنار زدن دین نیست

اینکه در جوامع سکولار نهاد دین نمیتواند در سیاست و کشورداری دخالت نماید به معنی کنار بودن جوامع سکولار از دین نمیباشد نمونه آن در کشور همجوار ترکیه دیده میشود / اینکه توهم ایجاد شود که با کنار رفتن نهاد دین - دین از بین میرود دروغی بیش نیست / اصولا نهاد دین - دین نیست چرا که دین سامانه هستی است و هستی از دین بوجود آمده است نه نهاد دین / ادعاهای نهاد های دینی زیاد است اما در عمل دیده میشود که این ادعا ها پوچ هستند/ نهاد های دینی دارای تعارض منافعند و بنا بر منافع درونی خود تصمیم میگیرند / دین در حالت تشریع مردم را به صلح آرامش و صحت دعوت میکند و این همان هدایت الهیست / همه پیروان پیامبران در یک مطلب مشترکند و آن اینکه یک دین بنام اسلام که همه را دعوت به صلح آرامش و صحت است دعوت میکند / گروه های تندرو در همه پیروان پیامبران با انحراف از خواسته اسلام یعنی صلح آرامش و صحت برای همه بر طبل اختلافات میکوبند نه بر طبل وحدت/

سه مشکل محمد ص و اصلاح آنها به اراده الله

در سوره ضحی و در آیات 6 و 7 و 8 از سه مشکل محمد ص پرده بر میدارد که شامل یتیم بودن او و گمراه بودن او و محتاج بودن اوست که خداوند او را در یتیم بودن پناه میدهد و در گمراه بودن هدایت میفرماید و در محتاج بودن او را بی نیاز میکند/ لذا در ادامه این آیات میفرماید یتیم را خوار مدار و مران و با سائل ( گدا) خشونت مکن و مران / 

خدا جامعه انسانی آفرید نه یک زوج مرد و زن

آیاتی که اشاره دارد خالق از هر چیزی دو جفت خلق کرده است

ذاریات آیه 49 / قیامت آیه 39 / نجم 45 / مومنون 27 / رعد3/ هود 40

بنابراین دو انسان مذکر و دو انسان مونث خلق شد تا فرزندان آنان با یکدیگر ازدواج کنند تا نسل بشر از حرامزادگی نجات یابد / اینکه ادعا میشود انسانها تنها از آدم و حوا بوجود آمدند کاملا غلط است / خداوند دو زوج انسان آفرید یعنی دو زن و دو مرد/

چهار اصل اساسی در فهم قرآن

به چهار اصل اساسی در آیات قرآن میتوان اشاره کرد/ اولین اصل معنی اسلام  یعنی وارد صلح آرامش و صحت بدون نزاع است ( آیه 208 سوره بقره - ادخلوا فی السلم) /دومین اصل اسلام آوردن بدون ایمان آوردن بخدا و پیامبر است( آیه 14 سوره حجرات) / و سومین اصل مومن بودن است( آیه 15 سوره حجرات) / و چهارمین اصل کافر بودن به کسی اطلاق میشود که عهد شکن و جنگ طلب و متجاوز است و دین الحق را نمیپذیرذ ( آیه 29 و 12 سوره توبه)/  اسلام آوردن یعنی داخل یا وارد صلح آرامش و صحت شدن بدون نزاع است (آیه 208 سوره بقره)/ ادخلوا فی السلم/ در آیه 14 حجرات بادیه نشینان عرب ایمانشان رد اما اسلام آوردنشان نزد خدا پذیرفته شده است / این یعنی اسلام آوردن بدون ایمان بخدا و رسولش شدنی است/ در آیه 14 حجرات اعراب بادیه نشین با پیامبر ص بدون نزاع وارد صلح آرامش و صحت شدند و اسلام آوردند/ اما ایمان هنگامی رخ میدهد که مسلمان - خدا و رسولش را قبول کند و با جان و مال در راه خدا جهاد نماید ( آیه 15 سوره حجرات) اینجا دیگر جزو مومنین هستی که برتر از مسلمان بودن است / ایمان بدون اسلام آوردن باطل است اما اسلام آوردن بدون ایمان آوردن شدنی است / آیات 14 و 15 حجرات تعریف کاملی از اسلام آوردن و ایمان آوردن ارائه میکنند و آیه 208 بقره تعریف جامعی از معنای اسلام بما میدهد یعنی ادخلوا فی السلم / و آیات 29 و 12 سوره توبه تعریف کاملی از کافر ارائه میدهد/

منظومه توحیدی


1- هستی توحیدی است یعنی دارای اجزاست که این اجزای در وحدتند تا حرکت حیات و تکامل بوجود بیاد /

2- هر چیزی که توحید داشته باشد ابدی و ازلی نیست چرا که مخلوق است/

3- توحید یگانه دانستن و یکتا شمردن است /دانستن توسط کی و چه کسی؟ / توسط انسان و مخلوقات/لذا توحید منظورش مخلوق است نه خدا / پس توحید به موجود اطلاق میشود نه خدا/ هستی موجود است پس توحید دارد /

4- توحید در اجزای هستی نشانگر صلح آرامش و صحت اجزای هستی است / داخل شدن به صلح آرامش و صحت اسلام نام دارد / این اسلام تکوینی است/یعنی در هستی قرار داده شده است/ انسان اسلام تشریعی را میپذیرد یا رد میکند و کافر میشود/

5- خالق هستی ابدی و ازلی است

6- ازلی یعنی آغازی که لازمان باشد 

7- نیروهای آغازین خلقت پس از بیگ بنگ نیروی الکتریسیته / هسته ای قوی / هسته ای ضعیف / و گرانش یا جاذبه بودند این 4 نیرو از هم برکنش با باهم ذرات اولیه هستی یعنی زیر اتمی ها و فوتون ها و ذرات بنیادی را بوجود آوردند/

8- بیگ بنگ نقطه ای است موجود با جرم فوق العاده بالا و دما و فشار زیاد/ 

9- قبل از بیگ بنگ انرژی تاریک است / انرژی تاریک لا زمان و لامکان است / ابدی و ارلی است/ اجزای ندارد / ترکیب ندارد / یگانه است/ همتا ندارد / در همه زمانها و مکانها وجود دارد /

10- جسم و نفس و روح و عقل  انسان در مرتبه نسبی قرار دارد لذا توحیدی است/

11- هستی قوانین دارد که علمی است / قوانین هستی اصول 5 گانه دین هستند شامل توحید بعثت امامت عدالت و معاد / این قوانین در همه موجودات و پدیده های هستی مستتر است و ثابت/ بدون این قوانین علمی هستی وجود نداشت

12- بیگ بنگ نقطه آغاز هستی و آغاز توحید هستی است/ بیشمار عالم در هستی موجودند

13- قدمت اسلام و توحید از لحظه وجود دین و زمان و مکان و بیگ بنگ است / دین زمان و مکان و بیگ بنگ توحیدی اند

14 - خالق هستی  و هوالله احد لم یکن له کفوا احد است و لا غیر/ خالق احد است یعنی فاقد اجزا و یگانه است و همانندی و شبیهی ندارد /

15- خلقت علمی است/ علم توحیدی است و توحید علمی است

16- اسلام دین صلح آرامش و صحت است و لاغیر/ هرکس اینگونه زندگی کند مسلمان است 

17- مسلمان غیر مومن کسی است که در صلح آرامش و صحت با دیگران است اما ایمان بخدا و پیامبر و شریعت ندارد/ و مسلمان مومن فردی است مسلمان که در عمل ایمان بخدا پیامبر و شریعت دارد/

18- شریعت راهیست بسوی دین نه خود دین /

19- ادیان نداریم/ دین واحد است/ دین همه پیامبران اسلام است/ امت ها در شریعت ها متفاوتند نه در دین

20- قرآن کتابی است توحیدی/ انجیل و تورات هم توحیدی اند/ قرآن ظاهر و باطن دارد / ظاهر قرآن حروف است و باطن قرآن اعداد/ قرآن 70000 رموز باطنی دارد 

21= همه علوم در هستی در مرتبه نسبی اند بنابراین محدودند و توحیدی /

22 - خالق واحد الاحد است و مخلوقات واحد التوحید/

اثبات خالق از طریق علم


1- علم میگوید ترکیبات از وحدت اجزای داخلی خود بوجود میان مانند آب که از وحدت میان مولکول های اکسیژن و هیدروژن حاصل میشود /این وحدت اجزای درونی را توحید میگویند

2- یک ذره در هستی نیز از همین قاعده پیروی میکند . ذره از وحدت اجزای درونی خود حاصل میشود این وحدت را توحید درونی اجزا میگویند

3- توحید درونی اجزا موجب حرکت حیات و تکامل ذره است 

4- توحید زیر بنای بعثت امامت عدالت و معاد درونی اجزای ذره است.

5-بعثت نظام درونی ذره را سامان و مرتب میکند تا توحید برقرارشود

6- امامت رهبری درونی ذره را برای واحد شدن تنظیم میکند 

7- عدالت تعادل و توازون درونی ذره را برای قرار گرفتن در مسیری مشخص برقرار میکند 

8= معاد هدف نهایی و مقصد نهایی را درون ذره معین میکند تا ذره به کمال برسد 

9- لذا توحید بعثت امامت عدالت و معاد درونی اجزای ذره اصول عام حاکم بر هستی است و همه ذرات خلقت از آن پیروی میکنند. این اصول صلح درونی ذره و همزیستی درونی ذره و زندگی سالم را درون اجزای ذره برقرار میکند .

10- این اصول سنت الله است و اصول دین یا اصول اسلام حاکم بر ذره است.

11= بنابراین اجزای درونی ذره اسلام دارند .این قوانین حاکم بر اجزای درونی ذره است .

12- قوانین حاکم بر اجزای درونی ذره قوانین نسبی خلقت است این قوانین تابعی از مطلق خود است که قانونگذار است. این مطلق خالق مطلق است که قوانین هستی را قانونگذار است .

وجود خالق

وجود خالق از مخلوق استنباط میگردد / هر مخلوقی دارای اجزاست یعنی از جزء های تشکیل شده است و مجموعه این اجزا وقتی در وحدت قرار گیرند موجودیت پدیده قطعی میشود / وحدت اجزای پدیده ها منجر به توحید است / به وحدت اجزای پدیده توحید گفته میشود / اما وحدت اجزای پدیده چگونه صورت میگیرد؟/ اجزای پدیده ها بر اساس قوانین ثابتی در هستی به وحدت میرسند تا پدیده ظاهر گردداین قوانین  شامل توحید بعثت امامت عدالت و معاد است/ وقتی مجموعه اجزای درونی پدیده به وحدت میرسند توحید رخ میدهد/ بعثت درونی اجزای درونی یعنی مسیر و راه قانونمندی که ذرات برای رسیدن به توحید انتخاب میکنند/ امامت درونی اجزای یعنی یکی شدن اجزای درونی در مسیر بعثت درونی اجزا برای رسیدن به توحید درونی / عدالت درونی اجزا یعنی ایجاد توازون و تعادلی همگن برای وحدت درونی اجزا در توحید/ و معاد درونی اجزا یعنی هدف نهایی اجزا درونی برای رسیدن به تکامل که همان وحدت اجزای درونی است/ این اصول 5 گانه در هستی دین یا صلح آرامش و صحت مخلوق یا پدیده در تکوین یا آفرینش نام دارد/ اصول دین یعنی اصول صلح آرامش و صحت در تکوین یا آفرینش مخلوق یا پدیده ها در هستی /  وقتی اجزای درونی ذرات یک پدیده به وحدت رسیدند توحید رخ میدهد / مخلوق توحیدی یا پدیده توحیدی یعنی اقرار و اعتراف آن مخلوق یا پدیده به وحدانیت و یگانگی خالق / و این اقرار و اعتراف به وجود خالق است که در آیه 44 سوره اسرا فرموده است که هر چه در آسمانها و زمین و میان آنهاست خالق یکتا را تسبیح میکنند اما انسان متوجه نمیشود و نمیفهمد /

فاصله زمانی بعثت پیامبران اولوالعزم

با توجه به عدم بیان دقیق متون تاریخی در این زمینه اطلاعات دقیقی از این فاصله ها در اختیار نیست. اما در بعضی از کتابها مطالب متفاوتی در این زمینه آمده است که از مجموعه آنها می توان اینطور نتیجه گیری کرد:

فاصله حضرت نوح (ع) تا حضرت ابراهیم (ع)حدود2240سال، فاصله حضرت ابراهیم (ع) تا حضرت موسی (ع) حدود 900 سال ،فاصله حضرت موسی (ع) تا حضرت عیسی (ع) حدود 1900 سال و فاصله حضرت عیسی (ع) تا حضرت محمد (ص) حدود 620 سال بوده است/ و ایرانیان در حدود 900 سال زودتر از یهودیان و 2800 سال زودتر از مسیحیان و 3400 سال زودتر از اعراب مسلمان شدند و شریعت زرتشتی داشتند و داشتن تمدن ایرانیان هم بهمین خاطر است که ایرانیان در طول تاریخ با پیروی از کتاب اوستا همواره در صلح آرامش و صحت با دیگران بودند و مردمانی دانا بوده اند/ اینکه ادعا شود که عمرابن خطاب ایرانیان را با حمله نظامی به ایران مسلمان نمود خطایی فاحش است بلکه ایرانیان مسلمان بودند و در شریعت از کتاب اوستا پیروی میکردند اگرچه این کتاب در طول دوران ها مورد تحریف قرار گرفت اما ایرانیان با صلح آرامش و صحت در کنار هم زندگی میکردند یعنی مسلمان بودند/ 

صادق زیباکلام: دین برای حکومت کردن بر مردم نیومده،در طول تمام تاریخ حکومت‌ های دینی برای مردم مصیبت و بدبختی به بار آوردن.

این سخن نادرست از جناب صادق زیبا کلام حکایت از این دارد که ایشان دین را نمیشناسد / دین یا اسلام تشریعی به فارسی یعنی وارد صلح آرامش و صحت شدن بدون نزاع است ( ادخلوا فی السلم - 208 بقره)/ سوال از آقای زیبا کلام اینست که مگر تمام سعی و تلاش سیاسیون ایجاد صلح آرامش و صحت بدون نزاع نیست؟ اصلا ماموریت اصلی وزارت خارجه دولتها بر همین موضوع استوار است/ بنابراین دین در دولتها و حکومت ها حضور پررنگی دارد / آنچه باید جناب صادق زیبا کلام میگفت این بود که عامل اصلی مصیبت  و بدبختی عدم توجه به دین یا صلح آرامش و صحت بدون نزاع دولت ها و حکومت هاست/ مردم بیگناه در جنگ میان دولت ها و حکومت ها قتل عام میشوند چون دولت ها و حکومت ها به صلح آرامش و صحت  بدون نزاع برای حفظ جان شهروندان خود توجهی نمیکنند و فقط شعار نادانی سر میدهند و در واقع گام های شیطانی برمیدارند/ جناب زیبا کلام وقتی از دین و اسلام چیزی نمیدانید مهر سکوت بر لب بزنید و آدرس غلط به دیگران ندهید/

محمد رسول الله ص

محمد خاتم النبیین دو ماموریت از جانب خداوند داشت اول ابلاغ  دین  الحق یا اسلام ( صلح آرامش و صحت بدون نزاع میان انسانها) و دوم هدایت به ایمان بخدا و پیامبر و شریعت ( آیات 33 توبه - 28 فتح - 9 صف) / در ماموریت اول مسلمانی را در گرو صلح آرامش و صحت بدون نزاع میان انسانها دانست حتی اگر ایمان بخدا و پیامبر نداشتند و در ماموریت دوم پذیرفتن هدایت به ایمان بخدا و پیامبر و شریعت را برای مسلمین ورود آنان به جرگه مومنین خواند که برتر از مسلم بودن است / تمام جنگ های تحمیلی به پیامبر بخاطر این بود که برخی به صلح آرامش و صحت میان انسانها اعتفادی نداشتند و با مبلغ این منش انسانی پیکار میکردند لذا کافر نامیده شدند/ کافران کسانی بودند و هستند که عهد شکن متجاوز و جنگ طلبند و بویی از صلح آرامش و صحت نبردند/ امروزه نیز دولت هایی هستند که مردم را از خانه و کاشانه خود بیرون و آنها را به قتل میرسانند و آنها را آواره مینمایند و با صلح طلبی بیگانه اند لذا این دولتها کافرند و هر دولتی هم آنها را تشویق کند آنها هم کافر محسوب میشوند/ مسلمانان چه یهود چه مسیحی و چه پیروان محمد ص اگر در صلح آرامش و صحت بدون نزاع که دین و اسلام مشترک همه آنهاست را حفظ نمایند جنگی رخ نخواهد داد / هر کدام از پیروان پیامبران که به آنها تجاوز گردد حق دارند دفاع مشروع نمایند /در قضیه فلسطین پیروان محمد ص با یهودیان طرف نیستند چون آنان هم مسلمانند بلکه با فرقه صهیونیزم طرف هستند که بر باطل استوار است و به تجاوز و خونریزی دامن میزند/

دعوت کننده گان به صلح آرامش و صحت بدون نزاع( اسلام) رستگارانند

در آیه 104 سوره آل عمران میفرماید : و باید باشند از شما گروهی فرا میخوانندبسوی نیکی ( صلح وآرامش بدون نزاع) و فرمان میدهند به کار شایسته  و باز میدارند از کار زشت ( فرمان به صحت و سلامتی) و آنان ایشان رستگارانند/ در این آیه کوتاه میفرماید دعوت کننده گان به صلح  آرامش و صحت بدون نزاع ( اسلام) رستگار میشوند/ و این همان اسلام و دین تشریعی است / صلح و آرامش و صحت بدون نزاع خواسته  همه ملل امروز است / سازمان ملل متحد امروز منادی پیام صلح آرامش و صحت بدون نزاع برای همه دولت ها و ملت هاست/ انتخاب صلح آرامش و صحت بدون نزاع یعنی انتخاب اسلام / و همه پیامبران الهی چنین انتخابی داشتند و آنرا تبلیغ میکردند/ صلح آرامش و صحت بدون نزاع ( اسلام) بر همه دین های بشر ساخته غلبه خواهد کرد/

اهل ذمه

ذمه به معنای عهد و پیمان است و اهل ذمه آن گروه از اهل کتابند که تحت حاکمیت  حکومت پیروان محمد ص با پرداختن مالیاتی بنام جزیه با پیروان محمد ص عهد و پیمان بسته اند و بر اساس شرایط و تعهدات خاصی در سرزمین های تحت حاکمیت پیروان محمد ص زندگی میکنند/ به طبع پیروان محمد ص هم مکلف به رعایت حقوق اهل کتابند / اهل ذمه شامل پیروان نوح ابراهیم موسی و عیسی میشوند/ اهل ذمه  تا زمانیکه پیرو صلح آرامش و صحت بدون نزاع باشند مسلمان هستند چرا که همه پیامبران پیرو یک دین بنام اسلام بودند/ اهل ذمه اقلیت دینی نیستند بلکه اقلیت شرایع هستند/ همه پیروان پیامبران مسلمانند بشرطی که با یکدیگر در صلح آرامش و صحت بدون نزاع باشند/ در آیات 29 توبه - 112 آل عمران - 48 و 49 مائده - 42 مائده به اهل ذمه اشاره میشود/

آمرزش اهل کتاب

به پیروان پیامبران دارای کتاب آسمانی اهل کتاب گفته میشود / حضرت نوح ابراهیم موسی عیسی و محمد ص که به ترتیب صائبین مجوس یهود نصاری و مومنین پیروان آنها هستند اهل کتاب گفته میشود / در آیه 65 سوره مائده میفرماید : و اگر اهل کتاب ایمان آورده و تقوا پیشه کرده بودند قطعا گناهانشان را میبخشیدیم  و آنها را به باغ های پر نعمت داخل میکردیم/ ایمان آوردن بدون مسلمانی بیفایده است بنابراین لازمه ایمان آوردن اسلام آوردن است و کسی که اسلام میآورد وارد صلح آرامش و صحت میشود / در سایه صلح آرامش و صحت میتوان ایمان به خدا و پیامبران و کتب آنها آورد و  تقوا پیشه کرد/ متاسفانه دیده میشود که برخی شبه مسلمان دست به کشتار بیگناهان میزنند به بهانه های واهی که یهودی و نصاری و شیعه مسلمان نیستند و باید کشته شوند / هر فردی که اظهار صلح آرامش و صحت نماید مسلمان است و کسی حق تعدی به او را ندارد / حالا این فرد میخواهد پیرو هر پیامبری که باشد / ایمانی که فاقد رکن اساسی صلح آرامش و صحت باشد گام های ابلیسی است آیه 208 سوره بقره/ بنابراین اهل کتاب که به خدا و پیامبر و کتاب او ایمان دارند لازم است رکن بنیادی صلح آرامش و صحت را که تقوا میآورد را بشدت رعایت کنند تا بنا بر آیه 65 سوره مائده گناهانشان بخشیده گردد و وارد نعمت های بی پایان شوند/

بدعت در دین

دین یا اسلام دو صورت در هستی دارد یکی آفرینش یا تکوینی و دیگری تشریعی برای آدمی / بنا بر آیه 30 سوره روم دین از فطرت یا آفرینش است این همان دین تکوینی یا آفرینش است که در همه پدیده ها وجود دارد مانند سنگ و چوب و سایه و اجرام آسمانی و جسم آدمی و ...../ در دین تشریعی دین یا اسلام به معنی صلح آرامش و صحت بدون نزاع  است برای آدمی  آیه 208 بقره / آدمی دارای شعور و اختیار است و خود راه و مسیر خود را انتخاب میکند / حالا بدعت یعنی نوآوری یا چیز جدید و در اصطلاح دینی یعنی اضافه کردن مطلبی به دین تشریعی که مسیر صلح آرامش و صحت را تغییر دهد و تضاد بوجود آورد/ در تکوین هستی یا آفرینش در هستی مدام نوآوری است  که برای انسان ناشناخته است اما در دین تشریعی که انسان را در مسیر رسیدن به صلح آرامش و صحت راهنماست تغییری که جز صلح آرامش و صحت را بما نشان دهد وجود ندارد و اگر غیر این باشد بدعت در دین است / دین علم است و علم دین دارد لذا نوآوری در علم نوآوری در دین تکوینی یا آفرینش است که فاقد بدعت است و بدعت درآن راه ندارد و نوآوری در دین تشریعی اگر در تضاد با صلح آرامش و صحت بدون نزاع تشریع نباشد بدعت نیست اما اگر تضادی باشد بدعت است / هر چیزی که به تعریف دین یعنی صلح آرامش و صحت اضافه گردد که در قرآن و سنت پیامبر وجود نداشته باشد بدعت در دین است / مثلا در قضیه فاجعه کربلا یزید پسر معاویه صلح امام حسین را نپذیرفت و از امام طلب بیعت داشت یعنی اطاعت محض و بیعت را بر صلح ارجحیت داد این همان بدعت در دین است یعنی صلح و آرامش و صحت را که اسلام است رها کرد و طلب بیعت از امام کرد / صلح آرامش و صحت ارجح بر بیعت است نه بر عکس آن / هر چیزی که صلح آرامش و صحت را کنار بزند و چیز دیگری را ارجحیت داند بنام دین  بدعت در دین یا اسلام است / صلح آرامش و صحت ( اسلام) بر هر چیزی میان انسانها ارجحیت دارد و بنیاد انسانیت است / آیات 117 سوره بقره و 101 انعام اشاره دارد که خداوند پدیدآورنده آسمانها و زمین است و در آفرینش نوآور است/

قرآن و مثنوی

سروده ای از شیخ بهایی که میگوید = مثنوی معنوی مولوی      هست قرآن در زبان پهلوی=/ و خود مولانا در جایی دیگر میگوید - مثنوی ما دکان وحدتست     غیر واحد هر چه بینی  آن بت است- همچو قرآن که به معنی هفت توست     خاص را عام را مطعم در اوست / وجه دیگر آرا و برداشت های مولانا درباره قرآن است که قرآن را ظاهر وباطن و هفت بطن که اقتباسی از حدیث نبوی است میداند/ و یا قرآن را تماما وحیانی میداند - گرچه قرآن از لب پیغمبر است    هر که گوید حق نگفت او کافر است / اینهمه آوازها از شه بود     گرچه از حلقوم عبدالله بود/ که مرادش از آوازها وحی قرآن است و از شه حضرت حق و از عبدالله- محمد بن عبدالله ص پیامبر اسلام است / یا مصونیت قرآن از تحریف - مصطفی را وعده کرد  الطاف حق     گر بمیری تو نمیرد این سبق / من کتاب و معجزه ت را واقفم       بیش و کم را زقرآن مانعم/

با خروج از صلح آرامش و صحت بدون نزاع ( اسلام) و دست زدن به تجاوز پیمان شکنی و جنگ طلبی مرتد بودن قطعی میشود

هر مسلمانی که از صلح آرامش و صحت بدون نزاع ( اسلام ) برگردد یا خروج نماید مرتد میشود / مرتد دست به صلح شکنی  و عهد شکنی و تجاوز میزند جنگ طلب است و فردی که این موارد را مرتکب شود کافر حربی است و حکمش پس از دستگیری اعدام است/ عقل سلیم هم میپذیرد که فرد متجاوز جنگ طلب و صلح شکن و عهد شکن شدیدا مجازات گردد/ اما آیا فردی که شریعت پیامبری را نپذیرد و با حفظ اسلام خود از شریعت آن پیامبر خارج شود حکمش اعدام است؟ با توجه به آیه 14 حجرات متوجه میشویم که عدم ایمان بخدا و پیامبر و شریعت آن پیامبر میتوان مسلمان بود / بنابراین با خروج از شریعت پیامبر و حفظ اسلام مرتد بودن رخ نمیدهد/ و مرتد بودن تنها هنکامی رخ میدهد که فردی اقرار و اعتراف نماید به صلح آرامش و صحت بدون نزاع با دیگران اعتقاد ندارد و بصورت عملی دست به تجاوز و جنگ و عهد شکنی و صلح شکنی مبادرت نماید در این حالت فرد مرتد است و پس از دستگیری اعدام باید شود/

مرتد متهم به خروج از دین است یا خروج از شریعت؟

در آیات 217 بقره و 54 مائده  موضوعی را بیان میکند درباره کسانیکه از دینشان (  اسلام یا همان صلح آرامش و صحت بدون نزاع) برمیگردند/ در 217 بقره میفرماید چنین افرادی اگر بمیرند در حال کفر( عهد شکن و پیمان شکن و صلح ناپذیرو جنگ طلب و متجاوز) مرده اند و همه اعمال آنان تباه میشود (در دنیا و آخرت) و آنان اهل آتش اند جاویدان / در آیه 54 مائده نیز میفرماید هر کس از شما برگردد از دینش ( اسلام ) خداوند قوم دیگری را بجای شما میآورد که خدا را دوست دارند و جهاد میکنند در راه خدا  و سختگیرند نسبت به کافران اینجا هم دیده میشود که فردی که از اسلام  بر میگردد کافر خوانده میشود یعنی کسی که عهد شکن و پیمان شکن و صلح ناپذیر و جنگ طاب و متجاوز است /بنابراین در هر دو آیه دیده میشود که برگشتن از دین یا همان اسلام  است که فرد را کافر میکند نه برگشتن از شریعت پیامبری/ این نکته مهمی است که بدانیم  فردی که از شریعت پیامبری خارج میشود اما از دین یا اسلام خارج نمیشود مرتد نامیده نمیشود/ در آیه 14 حجرات اشاره دارد که بادیه نشینان عرب ایمان نداشتند یعنی بخدا و پیامبرش و کتاب او و شریعت پیامبر ایمان نیاوردند اما اسلام آوردند یعنی بادیه نشینان با پیامبر به صلح آرامش و صحت بدون نزاع پیمان بستند بدون اینکه ایمان آورند و مسلمان خطاب شدند/  بنابراین مرتد متهم به خروج از دین است نه شریعت / آیا امروزه کسی هست که اقرار و اعتراف کند که خواهان خروح از صلح آرامش و صحت یا همان دین یا اسلام است؟ خروج افرادی از شریعت محمد ص نمیتواند فرد را متهم به ارتداد کند چرا که ممکن است فرد پایبند به اسلام و دین یا همان صلح آرامش و صحت باشد اما مسیر شریعت محمد ص را نپذیرد

















همانا دین (تشریعی) نزد خدا صلح آرامش و صحت بدون نزاع ( اسلام ) است

عنوان این بلاگ ترجمه آیه 19 سوره آل عمران است / اسلام را نمیتوان گقت تسلیم به خدا چرا چون تسلیم شدن فعلی را میرساند در حالیکه اسلام آوردن اظهار است نه فعل / بنابراین اظهار فرد مبنی بر صلح آرامش و صحت بدون نزاع آن فرد را مسلم یا مسلمان میکند ( آیه 14 حجرات) /بنابراین مسلمان فردیست که اظهار صلح آرامش و صحت بدون نزاع دارد (آیه 208 بقره - ادخلوا فی السلم)/ آیه 19 آل عمران اشاره به دین یا اسلام تشریعی دارد یعنی اشاره به مسیری دارد برای رسیدن به دین / در تشریع انسان دعوت به صلح آرامش و صحت بدون نزاع میگردد/ و این مسیری است که خداوند آنرا دین میخواند/ دین در تعریف به مثابه سامانه و سیستم است که همه خلقت در تکوین یا پدید آمدن دارند/ پدیده ای خارج از دین وجود ندارد که بدون سامانه و سیستم دین بوجود آمده باشد / دین نه عقیده است و نه باور بلکه سامانه بنیادی خلقت است / همه چیز از دین تکوین یافته است به این صورت دین تکوینی گفته میشود / در تکوین همه پدیده های خلقت به اجبار و اکراه خداوند را سنایش و تسبیح میکنند مثلا سنگ که پدیده ای تکوینی است خداوند را تسبیح میکند در حالیکه که ما انسانها متوجه نمیشویم همه پدیده های عالم چنین هستند( آیه 44 سوره اسرا)/ انسان مخلوقی تکوینی و تشریعیست / یعنی جسمش پدیده ای است تکوینی اما به دلیل داشتن عقل و اختیار موجودیست تشریعی که راه و مسیر زندگی خود را انتخاب میکند/ برای همین که انسان مانند سایر پدیده ها همراه دین متولد میشود یعنی انسانی که متولد میشود مانند سایر موجودات تکوین یافته است و این تکوین یافتگی  یا آفرینش شدن از دین است همانطور که آیه 30 روم میفرماید که دین از فطرت یا همان آفرینش است که مردم بر آن سرشته میشوند/ حال که انسان با دین متولد شده در سیر تکاملی خود به هوش و اختیار میرسد و اینجاست که مسیر خود را با این دو ابزار انتخاب میکند که یا دین تشریعی یا همان مسیر صلح آرامش و صحت بدون نزاع را برمیگزیند یا خشونت جنگ و صلح ناپذیری و تجاوز به دیگران را/

مفاهیم کلیدی قرآن

1- اسلام : از ریشه سلم ( کسره در سین) به معنی صلح آرامش و صحت بدون نزاع است در آیه 208 سوره بقره میفرماید ادخلوا فی السلم داخل صلح آرامش و صحت شوید بدون نزاع لذا هر کسی اهل صلح آرامش و صحت بدون نزاع با دیگری باشد مسلم یا مسلمان است در آیه 19 آل عمران میفرماید همانا دین نزد خدا صلح آرامش و صحت بدون نزاع است و در آیه 85 سوره آل عمران نیز میفرماید هر که جز صلح آرامش و صحت بدون نزاع دینی را برگزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود و از زیانکاران در آخرت است همچنین در آیه 6 سوره الکافرون لکم دینکم ولی دین یعنی شما را دین خودتان( عدم صلح آرامش و صحت و جنگ طلب کردن)  و مرا دین خویش ( صلح آرامش و صحت بدون نزاع) / اسلام آوردن اظهاریست و ایمان آوردن عملیست/

2- کافر : فردی که دین الحق ( اسلام ) را نمیذیرد و  پیمان شکن و صلح شکن و متجاوز است کافر حربی است / آیات 29 و 12 سوره توبه

3- مشرک : فردی که دو خدا را میپرستد و برای خدای واحد الاحد شریک قائل است مشرک نامیده میشود / مشرکی که پیمان شکن و نقض صلح میکند و تجاوز انجام میدهد مبدل به کافر حربی میشود / آیات 1 الی 5 توبه

4 - دین الحق : همان اسلام یعنی صلح آرامش و صحت بدون نزاع است/آیه 29 توبه - 33 توبه - 28 قتح - 9 صف

5- مسلمان یا مسلم : فردی که اظهار صلح آرامش و صحت بدون نزاع کند مسلم یا مسلمان است/آیه 208 بقره و 14 حجرات

6- مومن : فرد مسلم که به خدا و پیامبرانش و کتاب آنها و شریعت آنان ایمان آورد و با جان و مالش در راه خدا جهاد نماید مومن است/آیه 15 حجرات

7- اسلام شریک ایمان نیست اما ایمان شریک اسلام است یعنی میتوان اسلام آورد اما ایمان ( به خدا و پیامبران و شریعت ) نداشت اما ایمان بدون اسلام آوردن پذیرفته نیست آیه 14 حجرات /

8- دین واحد است و همه پیامبران یک دین ( اسلام) داشتند( آیه 13 شوری) و مسلم بودنداما شریعت ها متکثرند ( آیه 48 مائده)

9- دین یا اسلام داخل صلح آرامش و صحت بدون نزاع است و شریعت مسیر رسیدن به صلح آرامش و صحت بدون نزاع میباشد

10 - دین دو صورت دارد یکی آفرینش یا تکوینی است که در همه پدیده ها دیده میشود و دیگری تشریعی است برای آدمی/ در تکوین دین آفرینش است ( آیه 30 سوره روم) و در تشریع دین اظهار صلح آرامش و صحت بدون نزاع است ( آیه 208 بقره )

11 - کلمه ( واضربوهن ) در آیه 34 سوره نساء که به معنی تنبیه کردن زنان بکار رفته است تنبیه باید بگونه ای باشد که موجب شکستن عهد و پیمان زناشویی و تجاوز به حقوق زن نشود که اگر چنین اتفاقی افتد مرد کافر است / ورود به کفر با عهد شکنی و پیمان شکنی و متجاوز شدن آغاز میشود/ 

12 - مسلمانان  در زمان حیات پیامبر و ائمه اطهار شروع کننده جنگی نبودند چون با اصل مسلم بودن آنان که همواره در صلح آرامش و صحت بدون نزاع بودند در تعارض بوده است اینکه برخی اشاره به آیات 4 سوره محمد و 29 توبه دارند باید دقت کنند که در آیه 4 توبه صحبت از کافران است یعنی کسانیکه شروع کننده جنگ  و پیمان شکن  و متجاوز بودند و نمیپذیرفتند صلح آرامش و صحت را / و در ایه 29 توبه هم دین الحق یا همان اسلام یعنی صلح آرامش و صحت را نمپذیرفتند و جنگ طلب و متجاوز بودند برای همین دستور به خوار کردن آنان داده شد / در آیه 5 توبه هم که مرتبط به آیات 1 تا 4 سوره توبه است شدت عمل مسلمین به دلیل تجاوز و  عهد شکنی و پیمان شکنی و صلح شکنی برخی مشرکان بود که توطئه حمله به مسلمانان را در حج اکبر برای قتل عام آنان در مسجد الحرام  گرفتند اتخاذ شد و در حقیقت این مشرکان در زمره کافران قرار گرفتند /

کلمات کلیدی قرآن برای فهم بهتر

1- اسلام : از ریشه سلم ( کسره در سین) به معنی صلح آرامش و صحت بدون نزاع است در آیه 208 سوره بقره میفرماید ادخلوا فی السلم داخل صلح آرامش و صحت شوید بدون نزاع لذا هر کسی اهل صلح آرامش و صحت بدون نزاع با دیگری باشد مسلم یا مسلمان است در آیه 19 آل عمران میفرماید همانا دین نزد خدا صلح آرامش و صحت بدون نزاع است و در آیه 85 سوره آل عمران نیز میفرماید هر که جز صلح آرامش و صحت بدون نزاع دینی را برگزیند هرگز از او پذیرفته نمیشود و از زیانکاران در آخرت است همچنین در آیه 6 سوره الکافرون لکم دینکم ولی دین یعنی شما را دین خودتان( عدم صلح آرامش و صحت و جنگ طلب کردن)  و مرا دین خویش ( صلح آرامش و صحت بدون نزاع) / اسلام آوردن اظهاریست و ایمان آوردن عملیست/

2- کافر : فردی که دین الحق ( اسلام ) را نمیذیرد و  پیمان شکن و صلح شکن و متجاوز است کافر حربی است / آیات 29 و 12 سوره توبه

3- مشرک : فردی که دو خدا را میپرستد و برای خدای واحد الاحد شریک قائل است مشرک نامیده میشود / مشرکی که پیمان شکن و نقض صلح میکند و تجاوز انجام میدهد مبدل به کافر حربی میشود / آیات 1 الی 5 توبه

4 - دین الحق : همان اسلام یعنی صلح آرامش و صحت بدون نزاع است/آیه 29 توبه - 33 توبه - 28 قتح - 9 صف

5- مسلمان یا مسلم : فردی که اظهار صلح آرامش و صحت بدون نزاع کند مسلم یا مسلمان است/آیه 208 بقره و 14 حجرات

6- مومن : فرد مسلم که به خدا و پیامبرانش و کتاب آنها و شریعت آنان ایمان آورد و با جان و مالش در راه خدا جهاد نماید مومن است/آیه 15 حجرات

7- اسلام شریک ایمان نیست اما ایمان شریک اسلام است یعنی میتوان اسلام آورد اما ایمان ( به خدا و پیامبران و شریعت ) نداشت اما ایمان بدون اسلام آوردن پذیرفته نیست آیه 14 حجرات /

8- دین واحد است و همه پیامبران یک دین ( اسلام) داشتند( آیه 13 شوری) و مسلم بودنداما شریعت ها متکثرند ( آیه 48 مائده)

9- دین یا اسلام داخل صلح آرامش و صحت بدون نزاع است و شریعت مسیر رسیدن به صلح آرامش و صحت بدون نزاع میباشد

10 - دین دو صورت دارد یکی آفرینش یا تکوینی است که در همه پدیده ها دیده میشود و دیگری تشریعی است برای آدمی/ در تکوین دین آفرینش است ( آیه 30 سوره روم) و در تشریع دین اظهار صلح آرامش و صحت بدون نزاع است ( آیه 208 بقره )

11 - کلمه ( واضربوهن ) در آیه 34 سوره نساء که به معنی تنبیه کردن زنان بکار رفته است تنبیه باید بگونه ای باشد که موجب شکستن عهد و پیمان زناشویی و تجاوز به حقوق زن نشود که اگر چنین اتفاقی افتد مرد کافر است / ورود به کفر با عهد شکنی و پیمان شکنی و متجاوز شدن آغاز میشود/ 

12 - مسلمانان  در زمان حیات پیامبر و ائمه اطهار شروع کننده جنگی نبودند چون با اصل مسلم بودن آنان که همواره در صلح آرامش و صحت بدون نزاع بودند در تعارض بوده است اینکه برخی اشاره به آیات 4 سوره محمد و 29 توبه دارند باید دقت کنند که در آیه 4 توبه صحبت از کافران است یعنی کسانیکه شروع کننده جنگ  و پیمان شکن  و متجاوز بودند و نمیپذیرفتند صلح آرامش و صحت را / و در ایه 29 توبه هم دین الحق یا همان اسلام یعنی صلح آرامش و صحت را نمپذیرفتند و جنگ طلب و متجاوز بودند برای همین دستور به خوار کردن آنان داده شد / در آیه 5 توبه هم که مرتبط به آیات 1 تا 4 سوره توبه است شدت عمل مسلمین به دلیل تجاوز و  عهد شکنی و پیمان شکنی و صلح شکنی برخی مشرکان بود که توطئه حمله به مسلمانان را در حج اکبر برای قتل عام آنان در مسجد الحرام  گرفتند اتخاذ شد و در حقیقت این مشرکان در زمره کافران قرار گرفتند /