دین در تکوین علم آفرینش یا فطرت که اصول آن توحید بعثت امامت عدالت و معاد است/ همانا دین در تشریع صلح آرامش و صحت بدون نزاع  است

دین در تکوین علم آفرینش یا فطرت که اصول آن توحید بعثت امامت عدالت و معاد است/ همانا دین در تشریع صلح آرامش و صحت بدون نزاع است

Religion is in the development of the science of creation or nature, the principles of which are monotheism, the mission, the Imamate, justice, and the resurrection. Indeed, religion is in the legislation of peace, tranquility, and health without conflict.
دین در تکوین علم آفرینش یا فطرت که اصول آن توحید بعثت امامت عدالت و معاد است/ همانا دین در تشریع صلح آرامش و صحت بدون نزاع  است

دین در تکوین علم آفرینش یا فطرت که اصول آن توحید بعثت امامت عدالت و معاد است/ همانا دین در تشریع صلح آرامش و صحت بدون نزاع است

Religion is in the development of the science of creation or nature, the principles of which are monotheism, the mission, the Imamate, justice, and the resurrection. Indeed, religion is in the legislation of peace, tranquility, and health without conflict.

خضر و موسی و کشتن آن نوجوان در آیات 74 و 80 سوره کهف

در آیه 74 سوره کهف اشاره دارد به کشتن نوجوانی توسط خضر و اعتراض موسی به او / آنچه در این آیه برداشت میشود اینست که خضر ماموریتی تکوینی برای قتل آن نوجوان داشت مانند عذابی که برای قوم لوط و عاد تکوین شد که بساط کفر بیش از اندازه برداشته شود / چرا که در آیه 80 همین سوره اشاره میکند که آن نوجوان والدین خود را که از ایمان آورنده گان به الله بودند برای کفر گویی در رنج و زحمت فراوان قرار میداد / این آیات نشان میدهد که خضر نماد تکوین و موسی که معترض به قصاص قبل از جنایت است نماد تشریع است / موسی حال را اشاره دارد و خضر آینده را

حمایت از حیات سالم با صلح

#حمایت_از_حیات_سالم

درخواست مبارزه با کلاهبرداری در باب کریپتوها و رمز ارزها و وام فوری بدون ضامن در تلگرام

رئیس محترم پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات (فتا)

با سلام،

احتراما به اطلاع می‌رساند که در پلتفرم تلگرام، کلاهبرداری‌های گسترده‌ای در زمینه کریپتوها و رمزارزها و نیز وام‌های فوری بدون ضامن به شدت تبلیغ می‌شود. این تبلیغات و فعالیت‌ها دام‌هایی هستند برای سرقت وجوه شهروندان. متأسفانه، در این خصوص شاهد عقب‌ماندگی در اقدامات لازم از سوی پلیس فتا هستیم و کلاهبرداران به راحتی در این فضا جولان می‌دهند.

بنابراین، ما امضاکنندگان این کارزار از شما درخواست داریم تا به موضوع مسدودسازی و اطلاع‌رسانی گسترده در این خصوص توجه ویژه نمایید و با افزایش نظارت‌ها و اقدامات پیشگیرانه، از وقوع چنین کلاهبرداری‌هایی جلوگیری فرمایید.

با سپاس

حیات وحش حیات حیوانات نیست

حیات وحش را بما حیات جانوران و حشرات آموزش داده و میدهند در حالیکه جانوران و حشرات وحشی نیستند چرا که آنان تشریعی یا قانونگذار نیستند  و خلق آن بر اساس تکوین یا آفرینش آنان است که برای بقا تلاش میکنند نه برای تعارض منافع / جانوران خلقی تکوینی دارند نه تشریعی یعنی مختار به تصمیم نیستند بلکه برای بقا میجنگند / حیات وحش موجودی میتواند داشته باشد که هم خلقتی تکوینی دارد هم تشریعی و مختار به انجام عملیست/ انسانی که از روی اختیار هر عمل زشتی را انجام میدهد حیات وحش دارد نه جانوری که مختار و تصمیم گیر نیست / خدا به آدمی حکمت بخشید تا مسیر حیات سالم با صلح را انتخاب کند  و در مسیر تکوین قرار گیرد / بنابراین میتوان گفت جانداران حیات تکوینی دارند و هرگز حیات وحش ندارند چرا که مختار نیستند اما آدمی حیات تکوینی تشریعی دارد و حکمت دارد لذا مختار است حال میتواند حیات سالم با صلح داشته باشد یا میتواند حیات وحش را انتخاب کند / گام براداشتن برای تعارض منافع مسیر حیات وحش است / پایمال کردن حقوق دیگران به عمد برای کسب منافع بهر شکل ورود به حیات وحش است / بنابراین تنها آدمیست که میتواند حیات و زندگی وحش را انتخاب کند نه جانوران

توحید و ایمان در تکوین و تشریع

دین در تکوین میشود محکمات یعنی توحید بعثت امامت عدالت و معاداین محکمات ثابت و غیر قابل تغییر هستند / و دین در تشریع میشود متشابهات یعنی فروعات دین و احکام زندگی که متغییر و وابسته به عقلانیت علمی بشر دارد /  این تکوین و تشریع در آیه 24 سوره ابراهیم و آیه 7 سوره آل عمران بیان شده است / همه پدیده های هستی از جمله کهکشانها ستارگان سیارات خاک و سنگ تا چوب و عناصر و آب وهوا و جو زمین و اشیاء و جسم انسان و حیوان و گیاه همه در دین تکوینی جای دارند چرا که ساختار آنان توحیدیست و اجزای آنان دارای وحدت علمیست و این وحدت علمی به آنان امنیت بخشیده و ایمان به آنها داده تا حیات سالم با صلح داشته باشند این فرآیندی است دینی/ اما انسان علاوه بر جسمی که تکوینی دارد که فرآیندی دینی است به دلیل داشتن عقلانیت علمی به او دین تشریعی نیز بخشیده شده است تا مسیر حیات سالم با صلح را پیدا کند تا امنیت را تجربه کند و بکار بندد تا عقلانیت علمی او توحیدی شود / تشریع از تکوین است در دین 

باطن دنیا ظاهر برزخیست

باطن تو در این دنیا همان ظاهر تو در آن جهان است / آیه 9 سوره طارق

ایمان امنیت است

توحید پدیده های هستی حاصلش ایمان ( امنیت ) پدیده هاست / در واقع اندیشه در تکوین پدیده های هستی آدمی را به ایمان ( امنیت ) این پدیده ها میرساند / بنابراین حاصل توحید ایمان ( امنیت ) است / این در تکوین ظاهر است / اما آدمی از تکوین پدیده ها ی هستی به ایمان( امنیت ) آنها میرسد لذا مسیر رسیدن به ایمان ( امنیت ) تکوینی هدایت تشریعیست / بنابراین پیروی از شریعت مسیر ایمان ( امنیت ) است و اگر پیروی از شریعت را پیروی از علم بنامیم مسیر علم مسیر ایمان ( امنیت ) میشود چون علم به آدمی امنیت میدهد / بنابراین توحید اوج امنیت و ایمان است هم در تکوین و هم در تشریع

آیات نمونه

1- آیه 17 سوره حج : ابراهیم ع پیامبر زرتشت است

2- آیه 5 سوره بینه : توحید فعل مخلوق است

3- آیات 28 و 29 سوره توبه : مشرکان اهل کتابند اما با دو خدا 

4- آیه 14 سوره حجرات : فردی که اسلام دارد اما ایمان ندارد کافر نیست

5- آیه 4 سوره احزاب : تک همسری در قرآن

6- آیه  28 و 50 سوره احزاب : اشاره به همسران هبه ای بدون تماس پیامبر برای جدایی با مهریه و ازدواج با مردان مجرد

7- آیه 31 سوره نور : ضرورت های حجاب بانوان شامل پوشش نگاه پوشش عورت پوشش برجستگی های بدن و پوشش سینه و گردن است.

8- آیه 140 سوره آل عمران : دولت از مردم است  ( نه دین و ایدئولوژی و مذهب)

9- آیه 24 سوره ابراهیم : اشاره به توحید دارد که بستر بعثت امامت عدالت و معاد است

10- آیه 39 سوره قیامت : دو زوج زن و مرد آفرید یعنی دو زن و دو مرد

11- آیه 97 سوره توبه : عربها شدید ترین نفاق و کفر را دارند و شایسته اند علم نداشته باشند

12- آیه 3 سوره رعد : از هر محصولی دو جفت قرار داد یعنی 4 تا

13- آیه 107 سوره انعام / آیه 45 سوره ق / آیه 28 سوره هود / آیه 256 سوره بقره  : عدم اجبار در دین و ایمان

14- آیه 213 سوره بقره / آیه 48 سوره مائده / آیه 19 سوره یونس / آیه 118 سوره هود/ آیه 93 سوره نحل / آیه 92 سوره انبیاء/ آیه 52 سوره مومنون / آیه 8 سوره شوری/ وآیه 33 سوره زخرف : درباره امت واحده است

15- آیه 29 سوره حجر/ آیه 72 سوره ص : دمیدن روح در انسان

16- آیه 18 سوره جاثیه : پیروی از شریعت که ناشی از امر خداست

17- آیه 178 سوره بقره : در باب کشته شدگان اصل بر تخفیف و عفو است نه قصاص

18- آیه 15 سوره اسرا : هدایت انتخابی است

19- آیه 34 سوره نساء : کتک زدن زن نیست بلکه بوسه زدن بر زن است/ قرآن کتاب تضاد نیست بلکه توحیدی است

20- آیه 33 سوره مائده : بین کشتن و تبعید دو مجازات دیگر است که تناسبی با جرم ندارد . دار  زدن مرگ زجر آور تدریجی است که بدتر از کشتن است در اینجا منظور سلب اختیار است یعنی حبس کردن و در مجازات دیگر قطع دست و پا در جهت عکس است که منجر به زمین گیر شدن فرد است و متناسب نیست در واقع منظور محدودیت در اختیار مجرم است مثل محروم کردن از مشاغلی خاص.

21- آیه 142 صافات : بلعیدن ماهی یونس را وصف قرآن از ناامیدی حاکم شده بر یونس است سلب اختیار کامل یونس اعظم ناامیدی ها که بر یونس حاکم شد تا به خدای تعالی تمسک جست

22- آیه 107 سوره هود / آیه 128 سوره انعام :جهنم دائمی نیست مشیت الهی بر این است

23- آیه 88 سوره نمل : حرکت کوه ها علمی است

24- آیه 25 سوره حدید : راز آهن ( انتقال آهن از ستارگان بوسیله شهاب سنگها)

25- آیه 31 سوره انبیاء : کوه ها میخ های زمین (علمی)

26- آیه 30 سوره انبیاء : آغاز خلقت 

27- آیه 47 ذاریات  : انبساط جهان

28- آیه 15 سوره تکویر : سیاه چاله ها 

29- آیه 1 تا 3 سوره طارق : ستاره تپنده

30- آیه 7 سوره ذازیات : بافت کیهانی

31- آیه 29 سوره شوری : وجود حیات در فضا

32- آیه 11 سوره فصلت : دود های کیهانی

33- آیه 50 سوره احزاب : همسران هبه ای ( بدون تماس جنسی )

34- آیه 3 سوره نساء : منظور نکاح برادر خواهری ( بدون تماس جنسی ) برای مردان متاهل است جهت سرپرستی زنان و ایتام بی سرپرست.

35- آیه 29 سوره بقره : سماء به معنی جهان و هم آسمان زمین است  علم میگویدجو زمین 7 لایه دارد که قرآن اشاره دارد آسمان زمین از 7 طبقه تشکیل شده است این معنا در زمانی اشاره شده که بشر علم آنرا نداشت

36- آیه 72 سوره یونس : نوح گفت مامورم از مسلمین باشم

37- آیه 85 بقره / 173 بقره / 275 بقره/ 160 نساء / 3 مائده / 72 مائده / 33 اعراف / 151 انعام : حرام های الهی

38- آیه 32 اعراف :  زیور های خلق شده در انسان حرام نیست مثل عدم پوشش موی سر بانوان

39- آیه 24 سوره نسا مشهور به آیه متعه یا صیغه : به علت وجود دو کلمه (به) در این آیه یکی در فما استمتعتم به و دیگری تراضیتم به / این (به) مذکر است و مونث آن (بها) میشود لذا این آیه اشاره به اجرت زن برای کار در خانه است نه ازدواج صیغه ای یا موقت/ لذا این آیه اشاره دارد که به همسر دائمی در خانه باید مرد اجرت کار در خانه بدهد

40- آیه 31 سوره نور : پوشش در بانوان بر 4 چیز واجب است نگاه / عورت / گردن و سینه / و برجستگی های بدن / موی سر بانوان شامل الا ما ظهر منها میشود یعنی جز آنچه پیداست مگر وقتیکه موی سر تزئین شود که باید پوشیده شود و توسط مردان دیگر دیده نشود /چرا که مستند به آیه 32 سوره اعراف موی سر انسان زیور است و عدم پوشش آن حرام الهی نیست/ در آیه 59 سوره احزاب نیز کلمه جلابیبهن معنای پیراهن های گشاد دارد نه چادر یا روسری بلکه برای پوشش گردن و سینه است نه موی سر

41- ایه 96 سوره آل عمران : اولین خانه در کره زمین کعبه است که بوسیله حضرت آدم بنا شد

42- آیه 44 سوره هود : پیدایش نوروز از لنگر انداختن کشتی نوح پس از طوفان نوح در کوه جودی یا همان آرارات آغاز شد

43- آیه 27 سوره حجر - ابتدا جن خلق شد بعد آدمی

44- آیه 27 الی 32 نازعات - آفرینش زمین پس از آفرینش آسمان

45- آیه 6 حدید - خلقت در 6 روز یا 6 دوره بوده است

46- آیات 2 و 3 و4 فصلت- قرآن کتاب بشارت هشدار و بیم دهنده است 

47- آیه 34 سوره آل عمران - برگزیده بودن ائمه شیعه بر جهانیان

48- آیه 15 سوره رعد - سایه ها خدا را ستایش میکنند

49- آیه 67 سوره آل عمران - مسیحیت و یهودیت دین نیستند

50- آیه 41 و 42 سوره مائده- زنای محصنه و حکم سنگسار

51- آیه 179 بقره- عفو در قصاص زندگانیست

52- آیه 84 سوره توبه - زیارت اهل قبور

53- آیه 17 سوره حج و 171 سوره نسا- اهل کتاب شامل نوح ابراهیم موسی عیسی و محمد ص است که پیروان آنها صائبین مجوس یا زرتشت یهود نصاری و مومنین هستند

54- آیه 12 سوره اعراف - آفرینش ابلیس از آتش و انسان از گل است

55- آیه 30 سوره بقره - خلیفة الهی به دلیل عقلانیت علمی انسان

56- آیه 33 سوره آل عمران- خداوند آدم را برگزید

57- آیه 59 سوره آل عمران- عیسی مانند آدم است

58- آیه 24 سوره ابراهیم- اصول دین شجره طیبه است اصلش ثابت و فرع آن ( شاخه هایش) در آسمان است( متغیر است)/ معنی کلمه طیبه که شجره طیبه است یعنی اصول دین

59- آیات 7 -8-9 سوره سجده- خلقت تدریجی است

60 - آیه 14 سوره نوح- اولین موجود زنده از گل پدید آمدسپس تکامل رخ داد

61- آیه 11 اعراف- خلقت تدریجی

62- آیات 30 الی 36 بقره - تدریجی بودن خلقت انسان

63- آیه 11 اعراف- آدمیت والاتر از انسانیت است

64- آیه 45 سوره مائده- پاداش عفو از قصاص بخشیده شدن همه گناهان 

65- آیه 30 سوره نازعات - کروی بودن زمین /زمین تشبیه به تخم شتر مرغ

66- آیه 29 سوره لقمان- کروی بودن زمین/ 

67- آیه 5 سوره زمر- کروی بودن زمین / پیچانده شدن شب و روز در هم هنگامی است که زمین کروی باشد

68- آیه 76 سوره ص - ابلیس گفت من از آتشم و آدم را از گل آفریدی من از او بهترم

69- آیه 15 سوره رحمن - جن را از تشعشعی از آتش خلق کرد


سایه ها خدا را ستایش میکنند

در آیه 15 سوره رعد میفرماید سایه ها خدا را سجده و میپرستند این گواه بر این است که سایه ها هم دین دارند بنابراین دین در سایه ها تکوین میشود یعنی وقتی مجموعه اجزای درونی سایه به وحدت درونی علمی میرسند توحیدی میشوند و دینداری خود را بروز میدهند و خالق خود را ستایش میکنند و این از عجایب خلقت است/ سایه ها مخلوقند و هر چه که مخلوق است توحیدیست و هر چه که توحیدیست تکوین شده  است

نسبت دین و شریعت با تمدن

تمدن پذیرش نظم و قانون است و عواملی چون علم - نظم - امنیت و همکاری در آن تقش بسزایی دارد و دین علم آفرینش است و شریعت دین مسیر حیات سالم با صلح است / از این تعاریف متوجه میشویم تمدن  و دین و شریعت دین وجوه مشترکی دارند مانند علم و حرکت در مسیر حیات با صلح ( نظم امنیت و همکاری)/ بنابراین این سه در طول همند / اینکه به غلط گفته میشود دین و شریعت دین در تضاد با تمدن است کاملا سخن غلطی است / ایراد برخی اینست که برهنگی و وجود فرقه های منحط بشری را در جوامع متمدن را تمدن میدانند در حالیکه غلط مطلق است / تمدن هیچ میانه ای با برهنگی و وجود فرقه های منحط بشری ندارد / بلکه تمدن پیروی از علم - قانون - امنیت - نظم و همکاریست همان چیزی که در دین و شریعت دین است

رد ادعای پیروان تثلیث مسیحیت درباره خلق مخلوقات

پیروان تثلیث مسیحیت ادعا میکنند که عیسی مخلوفات را خلق کرده است یعنی هم انسان بوده هم خدا/ پیروان تثلیث مسیحیت باید علمی بتوانند چنین ادعایی را ثابت کنند / اگر ثابت کنند ما هم پیرو ادعای آنان خواهیم شد / و اگر نتوانند علمی اثبات کنند که عیسی مخلوقات را خلق کرده است باید بپذیرند که این ادعا خرافه ای بیش نیست / چرا که پیروان محمد میتوانند اثبات کنند که مخلوقات علمی از دین خلق شدند و دین بستر خلق است / پیروان محمد ص خلق مخلوق را از دین میدانند که اثبات علمی دارد و پیروان تثلیث مسیحیت خلق مخلوق را منصوب به عیسی میدانند در حالی که نمیتوانند اثبات علمی برای آن ارایه دهند/ آیه 36 سوره اسرا میفرماید هر چیزی که علمی نیست از آن پیروی نکنید

تفاوت دین و شریعت الهی با دین و شریعت بشر ساخته

چیستی دین و شریعت فلسفه دین است /  لذا شریعت از وحی است و این لازمه شریعت است و بدون وحی شریعت بشر ساخته است و بدون شک باطل است/ و در باب دین هم علم آفرینش هستی را بیان علمی میکند و دین های بشر ساخته فاقد دلایل علمی آفرینش اند بنابراین دین نیستند و خرافاتند و غیر قابل پذیرش/ دین یهود و دین مسیحیت  خرافات است و نداریم چرا که یهودیت و مسیجیت شریعت بودند که به موسی و عیسی وحی شدند  مصداق آنهم آیه 67 سوره آل عمران است/ پذیرش دین بشر ساخته یا شریعت بشر ساخته پذیرش خرافات است که پایه علمی ندارد

دین الهی علم آفرینش است و آنرا علمی از توحید مخلوقات توضیح میدهد / شریعت الهی از طریق وحی ابلاغ میشود و اعتبار دارد/ اما دین بشر ساخته نمیتواند علم آفرینش را علمی توضیح دهد و فاقد توحید است / شریعت بشر ساخته نیز فاقد وحی است ولذا نامعتبر است / مثلا دیانت بهایی شریعتی است که فاقد وحی است لذا اعتباری ندارد و دین نیست چون دین واحد است و نمیتواند علم آفرینش را علمی بیان کند

آیه 34 سوره آل عمران دلالت بر برگزیدگی ائمه شیعه بر جهانیان

آیه 34 سوره آل عمران که متصل به آیه قبل یعنی 33 میباشد میفرماید : فرزندانی  که برخی از نسل برخی دیگرند / و در آیه 33 میفرماید همانا خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر مردم جهان برگزید/ خاندان ابراهیم شامل ابراهیم و موسی و عیسی و محمد ص هستند / بنابراین فرزندان محمدص که شامل ائمه شیعه میشوند در نسل حضرت فاطمه ع و حضرت علی ع که ذریه ابراهیم محسوب میشوند نیز از برگزیدگان خدا هستند که در علم و حکمت و ایمان و دوری از گناه سرآمد مردم جهانند /

تعاریف

واجب الوجود بذات: به خالق اطلاق میشود وابسته به دیگری نیست مطلق است ازلی سرمدی است

واجب الوجود بالغیر: به مخلوقات اطلاق میشود وابسته به غیر است نسبی است در ظرف زمان و مکان قرار دارد

ممتنع الوجود بذات: وجودش محال عقلیست مثل دایره مثلث مانند/ خالق هم آنرا نمیتواند خلق کندمثل عدم

ممتنع الوجود بالغیر: چیزی که وجودش محال عقلی نیست مثل موجودات فرا زمینی/ امکان وجودش عقلیست

ممکن الوجود بذات: یا واجب الوجود بالغیر است یا ممتنع الوجود بالغیر که وجودش امکان پذیر است

حیات کلاسیکی کوتاه و حیات کوانتومی بسیاربسیار طولانی

یک الکترون عمری برابر با 6.6 ضربدر 10 به توان 28 سال دارد / لذا با سپری شدن 14 میلیارد سال از عمر جهان هستی میتوان گفت که اولین الکترون های پدید آمده در هستی هنوز در حیاتند /بنابراین با این متد علمی میتوان گفت انسانهای اولیه که پدید آمدند مانند آدم و حوا الکترون های جسم آنان هنوز در حیاتند و زیست کوانتومی دارند / لذا حیات انسان در زیست کلاسیکی پایان پذیر است و در زیست کوانتومی بسیار بسیار طولانی/

عمر الکترون و ارتباط آن با حیات انسان پس از مرگ

عمر الکترون 6.6 ضربدر 10 بتوان 28 است / این یعنی الکترونهایی که در ابتدای خلق ماده در میلیارد ها سال قبل بوجود آمدند در هستی هنوز حیات دارند و از بین نرفتند/ لذا جسم انسان که ماده است از میلیارد ها الکترون تشکیل شده است که پس از مرگ در خاک باقی میمانند و به حیات خود ادامه میدهند / این حیات الکترونها در دنیای کوانتومی و در ابعاد دیگریست /بنابراین حیات کوانتومی انسان در ابعاد الکترونی کوانتومی ادامه دارد و پایان نپذیرفته است/ لذا مرگ درابعاد زیست کلاسیک در انسان رخ میدهد نه در زیست کوانتومی/ و حداقل میدانیم که زیست کوانتوم انسان 6.6 ضربدر 10 به توان 28 سال ادامه دارد

قرآن کتاب بشارت و هشدار و بیم رسان است نه اجبار

به آیات ذیل توجه کنید:

آیه 109 سوره بقره -  ما تو را به حق فرستادیم تا بشارت دهنده و ترساننده باشی و تو مسئول گمراهی ذوزخیان نیستی

آیه 105 سوره اسرا - و قرآن را به حق نازل کردیم  و به حق هم نازل شد و تو را جز بشارت دهنده و بیم رسان نفرستادیم

آیه 28 سوره سباء - و ما تو را نفرستادیم جز بشارتگر وهشدار دهنده برای همه مردم

آیه 24 سوره فاطر - و ما تو را به حق بشارتگر و هشدار دهنده فرستادیم و هیچ امتی نبود مگر اینکه در میان آنها هشدار دهنده ای گذشته است

آیات 2 و 3 و4 سوره فصلت -قرآن کتابیست بشارتگر و هشدار دهنده

آنچه از این آیات نتیجه میشود اینست که بطور اخص و عام قرآن کتابیست بشارت دهنده و هشدار دهنده و بیم رسان /  و این بشارت و هشدار هرگز به معنی پیروی اجباری از قرآن و شریعت محمد نبوده و نیست/ هیچ کجای قرآن نیامده که پیرو شریعت محمد اجبار دارد به پیروی از ضروریات احکام دین بلکه همه آیات قرآن هشدار دهنده و بشارت دهنده است حتی آیات ضروری و واجب برای پیروانش  / و این امتیاز قرآن و پیامبرش است بر احترام به اختیار آدمیزاد برای انتخاب مسیر حیات سالم با صلح یا انتخاب مسیر شرارت و تعارض منافع


ایام یا دوره های خلقت در قرآن

در آیات 6 حدید و 7 هود و 54 اعراف و 3 یونس ایام خلقت 6 روز یا دوره زمانی بیان شده که میتوان به 6 دوره تعبیر نمود / در آیات 9 تا 12 سوره فصلت بیان شده خلقت زمین در دو روز( دوره) و خلقت روزی و برکت و چهار فصل در زمین برای تقاضا مندان در 4 روز( دوره) و خلقت هفت آسمان در دو روز( دوره ) بوده است که جمعا 8 روز یا دوره میشود / در واقع خلقت زمین و 4 فصل آن برای روزی موجودات جمعا 4 روز میشود یعنی دو روز اول در آیه 9 سوره فصلت در آیه 10 با دوروز خلقت 4 فصل روی زمین جمع زده شده است و جمعا 4 روز یا دوره است/ به این ترتیب خلقت زمین و هفت آسمان و چهار فصل در زمین همان 6 روز یا 6 دوره زمانی میشود

ماهیت ابلیس و آدم در آیات قرآن

آیه 12 سوره اعراف ( آفرینش ابلیس از آتش و آدم از گل است)

آیه 76 سوره ص ( ابلیس گفت من از آتشم و آدم را از گل آفریدی من از او بهترم)

آیه15 سوره رحمن ( جن را از تشتشعی از آتش خلق کرد)

آیات 26 و 27 سوره حجر( انسان را از گل خشکیده از لجن مانده ای بد بوی و پیش تر جن را از آتش سوزان نافذ آفریدیم

اصالت وجود در فلسفه اسلامی و کی یر کیگارد

در فلسفه اسلامی اصالت بر وجود است یعنی هست بودن / هست بودن وجه مشترک همه پدیده هاست  در حالتی که ماهیت ها متفاوت است/بنابراین در فلسفه اسلامی وجود اصل است/ اما اصالت وجودی که کی یر کیگارد میگه اینه که پدیده ها همه یک ماهیتی دارن که به ضرورت بوجود میان/ و پدیدها هیچ دخالتی در آن ندارند / مثلا خروس هیچ تصمیمی نمیتونه بگیره که خروس خوبی باشه یا بدی باشه خروس مودبی باشه یا نباشه و درواقع خروس تنها خروسه و طبق ژنتیک خودش رشد میکنه و هیچ دخالتی در سرنوشت خودش نداره/ اما انسان اول بوجود میاد بعد ماهیتش رو میسازه و اصالت وجود اینجاست/ انسان اختیاری دارد و اراده ای دارد و تصمیمی میگیرد /  در واقع انسان معمار سرنوشت خودش است/ و انسان مسئوله و خودش است که میتونه سرنوشت خوبی برای خودش رقم بزنه

منشا ستارگان - اتم ها و مولکولها و زمین

سه نیروی گرانشی برای تشکیل ستارگان  و نیروی هسته ای برای تشکیل هسته های اتم در داخل ستارگان و نیروی الکترومغناطیس برای مرگ ستارگان و پیوستن هسته ها و الکترون ها بهم برای تشکیل اتم ها و پیوستن اتم ها بهم برای تشکیل مولکولها که همان ذرات تشکیل دهنده غبار میباشند بوجود میآیند این سه نیرو نیروهای تشکیل دهنده ماده اندسیاره زمین در گذشته غبارهای پراکنده در فضا بودکه پس از اینکه تحت تاثیر دو نیروی گرانش -  و الکترومغناطیس قرار گرفتند این غبارها بهم پیوسته اند و تدریجا زمین رابوجود آوردند

سیر حیات و خلقت آدم

حیات از پیدایش انسان آغاز نشده بلکه قبل از حیات انسان شروع شد/ حیات از آن جرمی آغاز شد که مبدع بیگ بنگ شد / پس حیات با آن جرمی آغاز شد که شرایطی برای بیگ بنگ شد و بیگ بنگ در یک  ده میلیونیم تریلیوم تریلیوم که طول پلانک است رخ داد/ و ذرات زیر اتمی و اتم ها در یک ده هزارم ثانیه بوجود آمدنداینجا بود که حیات پایدار شد تا مراحل بعدی خلقت طی شود / در مرحله بعد اتم های هلیوم و هیدوژن بوجود آمدند و ستارگان و سیارات از ستارگان تشکیل شدند/ این سیارت در طی زمان سرد شده و سنگها تشکیل شدند و با حرکت باد سطح سنگها فرسایش یافت تا خاک بوجود آمد / و با شهاب باران زمین مولکول های آب وارد زمین شده و فعل و انفعالات آب و خاک در زمین شکل میگیرد / و وقتی زمین آماده حیات برای جانداران شد انسان نماهایی که فاقد قوه تشخیص و حکمت و غیر مسئول و غیر مکلف بنام نسناس از خاک و آب خلق شدند اما این انسان نماها آدم نبودند و سالها بر روی زمین شرارت ها کردند با پایان عصر این انسان نماها که احتمالا بوسیله برخورد شهاب سنگ به زمین بوده آدم و حوا از همان آب و خاک خلق میشود و به دلیل داشتن قوه تشخیص و حکمت و مسئول پذیر و مکلف در بهشت سکونت میابد که با فریب ابلیس و سرپیچی از فرمان خالق به زمین هبوط میکند/ لذا این سیر را میتوان به این صورت بیان کرد:

0- مقدمات خلق از تجلی خالق که از مطلقیت او ست بروز کرد از تجلی خالق دین از فطرتش بروز نمود و از دین جرمی که منجر به بیگ بنگ شد

1- پیدایش اولین حیات در هستی با پیدایش جرمی که عامل بیگ بنگ است

2- انبساط هستی و پیدایش ذرات زیر اتمی یا دنیای کوانتومی در یک ده هزارم ثانیه پس از بیگ بنگ و ایجاد حیات پایدار

3-پیدایش اتم هیدروژن و هلیوم در طی زمان از ذرات زیر اتمی و سپس ستارگان و سپس سیارت در طی زمان

4- پیدایش خاک در سیارات و سیاره زمین و آب برای حیات موجودات زنده در طی زمان

5- سرشت انسان نماها ( نسناس ) فاقد قوه تشخیص و حکمت از آب و خاک در طی زمان

6- انقراض انسان نماها در سیاره زمین 

7- سرشت آدم و حوا  از آب و خاک و صورتگری آنان که دارای قوه تشخیص و حکمت هستند و استقرار آنها در بهشت

8- فریب دادن آدم و حوا توسط ابلیس و سرپیچی از فرمان خالق و هبوط به زمین

9-استقرار آدم و حوا در زمین همراه با زوج دیگری برای تکثیر نسل 

آنچه در این مسیر قابل دقت است زیست کوانتوم بودن انسان و آدم  است چرا همه عناصر درونی انسان و آدم از درون خاک و آب سیاره زمین است و خاک و آب  سیاره هم از ذرات زیر اتمی و زیست کوانتومی این ذرات است/ بنابراین آدم زیست کوانتوم است 

ذرات زیر اتمی و زیست کوانتومی بودن حیات

ذرات زیر اتمی حیات دارند این حیات زیست کوانتومی است  / یک الکترون عمری برابر با 6.6 ضربدر 10 بتوان 28 دارد (سال)/ لذا از ابتدای حیات پدیده ها در هستی هیچ ذره زیر اتمی از بین نرفته است / بنابراین حیات کوانتومی از بین رفتنی نیست/ لذا اجساد انسانهاپس از مرگ در حالت ذرات زیر اتمی در خاک باقی میماند و حیات کوانتومی دارد / بنابراین حیات زیست کوانتومی است و چیزی از بین نمیرود/ درک حیات زیست کوانتمی ذرات زیر اتمی اساس فهم خلقت از مرحله زیست کوانتمی تا زیست کلاسیک و برگشت از زیست کلاسیک به بعد دیگر حیات در زیست کوانتومی است چرا که ابعاد زیست کوانتوم به زیست کلاسیک 3 بعدی (طول عرض  ارتفاع) است و برگشت از زیست کلاسیک به زیست کوانتوم در ابعاد بالاتر خواهد بود / این سیر از کوانتومی بودن به کلاسیک با کثرت و وجودی ضعیف در ابعاد سه بعدی آغاز میشود و در مرحله بعدی به کثرت کمتر و وجودی غنی تر در عالم مثالی در ابعاد بالا و در مرحله بعدی در عالم عقول به کثرت بسیار کمتر و وجودی بسیار غنی تر در ابعادی بسیار بالاتر ختم میشود و در این سیر زیست کوانتومی همواره هست و تنها ابعاد تغییر میکند 

کلمه در انجیل و قرآن

 در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود.( آیه 1 از انجیل یوحنافصل 1)

کلمه در انجیل استعاره از محکمات دین است یعنی اصول دین / محکمات دین اصول ثابت در هستی اند و تغییر ناپذیر/ دین تکوین است  مخلوق ساز است و از محکمات هستی / هستی بدون دین وجود نداشت و دین از فطرت الهیست/ دین حالت و هیبتی است که بستر خلق است و خلق بر آن صورت میگیرد/ قرآن میفرماید عیسی کلمه است یعنی مخلوق است که از دین خلق شده مانند سایر انسانها / انسانها هم کلمه هستند/ و قرآن درصدد است تا مادر عیسی را از تهمت ها و بهتانها حفظ کند لذا عیسی را کلمه خطاب میکند تا حضرت مریم ع را پاک و مطهر معرفی کند/بنابراین اینکه تثلیث گرایان عیسی را در این آیه پسر خدا میدانند توسط آیه 24 سوره ابراهیم رد میشود و کلمه را شجره طیبه معرفی میکند (اصول دین) که اصل آن ثابت یعنی از محکمات دین است /بنابراین ادعای تثلیث گرایان توسط آیه 24 سوره ابراهیم مبنی بر پسر خدا بودن رد میشود 

آیات قرآن که اشاره به خلقت تدریجی انسان دارد

او شما را در خلقت های متوالی و متطور آفریده است ( آیه 14 سوره نوح)

و همانا شما را خلق کردیم سپس شما را صورتگری کردیم ( آیه 11 سوره اعراف)

خلقت تدریجی انسان از گل - عصاره ای از آب ناچیز-تنظیم ساختار - و دمیدن روح ( آیات 7 -8-9 سوره سجده)

و آیات 30 الی 34 سوره بقره

ابعاد زیست کوانتومی بودن انسان در هستی

زیست انسان در سیاره زمین در قیاس با عظمت هستی را میتوان زیست ذرات زیر اتمی با اتم مشابه کرد لذا میتوان گفت زیست انسان در سیاره زمین زیست کوانتومی در برابر هستی است/ بنابراین انسان 3 زیست دارد شامل زیست کوانتومی دنیوی زیست کوانتومی مثالی و زیست کوانتومی عقولی / این 3 زیست در ابعاد کوانتومی مختلف است / که از کثرت بیشتر در زیست کوانتومی دنیوی شروع و به کثرت بسیار کمتر در زیست کوانتومی عقولی ختم میشود / و از وجود ضعیف در زیست کوانتومی دنیوی شروع و به وجود بسیار غنی تر در زیست کوانتومی عقولی ختم میگردد/در زیست کوانتومی عقولی زیست های کوانتومی مثالی و دنیوی در دسترسند اما در زیست کوانتومی دنیوی زیست های عقولی و مثالی در دسترس نیستند/ لذا پاداش و مجازات در زیست کوانتومی عقولی برای انسان در همه ابعاد زیستی رخ میدهد 

آیاتی که دلالت بر کروی بودن زمین دارد

آیه 30 سوره نازعات کلمه دحاها در این آیه اشاره به تخم شتر مرغ در زبان عربی دارد که زمین را به آن شباهت داده است

آیه 29 سوره لقمان که میفرماید خدا شب را در روز داخل میکند و روز را در شب داخل / این داخل شدن تدریجی و آهسته صورت میگیرد که نشان از کروی بودن زمین دارد / اگر زمین مسطح بودن ناگهانی روز و شب اتفاق می افتاد

آیه 5 سوره زمر که میفرماید شب را به روز میپیچد و روز را به شب میپیچد/ این پیچاندن یا روی هم افتادن در صورتی است که زمین کروی باشد / زمین تنها در قظب ها مسطح است 

آدمیت برتر از انسانیت است

زندگی بشر دو دوره بوده است 

اول هیبت و شکل وشمایل انسانی داشته اما فاقد قوه تشخیص و حکمت عقلی و علمی  و غیر مسئول

و دوم آدم  که دارای قوه تشخیص و حکمت عقلی و علمی و مسئول و مکلف

لذا انسان دارای اسم عام و آدم دارای اسم خاص است

خداوند میفرماید آدم را برگزیده است که نشان از برتری آدمیت بر انسانیت دارد

آیه 33 سوره آل عمران/ و آیات 30 الی 36 سوره بقره

یهودیت و مسیحیت دین نیستند

 اکثریت مردم تصور میکنند که یهودیت و مسیحیت دین هستند این تصور با آیات 67 سوره آل عمران و 140 سوره بقره خط بطلان برآن کشیده شده است/در آیه 67 سوره آل عمران آمده که ابراهیم نه یهودی بود نه نصرانی بلکه موحدی بود فرمانبردار/ این نشان میدهد یهودیت و مسیحیت شریعتند نه دین/

مغالطه ساینس گرایان

هر چه در پیرامون ما قرار دارد از دین بوجود آمده/ بدن خود ما از دین بوجود آمده/ دین علم  آفرینش است علم تکوین پدیده هاست/ هر چیزی از دین تکوین شده چه مادی چه غیر مادی/ 

علم در هستی تکوینیست و انسان آنرا کشف میکند / این کشف از راه ساینس یا عقل و تجربه است خب راه کشف دین هم از عقل و تجربه است فرقی نداره / مسیر کشف دین و علم یکیست یعنی با عقل و تجربه و تحقیق/ بنابراین دین علم است و علم دین/ چرا/ چون دین علم آفرینش است و علم آفرینش دین است/ 

لذا هر کسی در کشف علم گامی بردارد در کشف دین گام برداشته است حالا بی خدا باشد یا با خدا / 

ساینس گرایان حرف مزخرفی که دارن اینه که علم از تجربه و عقل بدست میاد اما دین فاقد عقل و تجربه است یعنی عقیده است / دین عقیده نیست بلکه علم است/

یا میگن علم فیزیک و شیمی یا............... در قرآن هست اما ساینس نیست یعنی عقل و تجربه نیست و این حرف باطله چرا/ چون مسیر کشف دین عقل و تجربه است نه عقیده

کوانتوم

1. دوگانگی موج و ذره: ذرات کوانتومی می‌توانند هم به صورت موج و هم به صورت ذره رفتار کنند. به عبارت دیگر، آنها می‌توانند مانند امواج از طریق فضا منتشر شوند و در عین حال مانند ذرات با ماده دیگر برخورد کنند. این پدیده توسط آزمایش دو شکاف یانگ به طور تجربی نشان داده شده است.

2. اصل عدم قطعیت: این اصل بیان می‌کند که نمی‌توان همزمان موقعیت و تکانه یک ذره کوانتومی را با دقت کامل اندازه‌گیری کرد. هر چه موقعیت ذره را با دقت بیشتری اندازه‌گیری کنیم، از دقت اندازه‌گیری تکانه آن کاسته می‌شود و بالعکس. این اصل یکی از پایه‌های بنیادی مکانیک کوانتومی است و پیامدهای عمیقی برای درک ما از واقعیت دارد.

3. درهم تنیدگی کوانتومی: این پدیده عجیب و غریب نشان می‌دهد که دو یا چند ذره کوانتومی می‌توانند به گونه‌ای به هم مرتبط شوند که خواص آنها به طور جدایی‌ناپذیری به هم مرتبط باشد، حتی در مسافت‌های دور. به عبارت دیگر، اگر بر روی یکی از ذرات درهم تنیده شده اندازه‌گیری انجام شود، بلافاصله بر روی ذره یا ذرات دیگر نیز تأثیر می‌گذارد، بدون توجه به اینکه چقدر از هم فاصله دارند. درهم تنیدگی کوانتومی می‌تواند برای انجام محاسبات کوانتومی و همچنین برای توسعه فناوری‌های جدید در زمینه‌های مختلف مانند ارتباطات و تصویربرداری استفاده شود.

4. تونل‌زنی کوانتومی: این پدیده نشان می‌دهد که یک ذره کوانتومی می‌تواند از طریق یک مانع نفوذناپذیر عبور کند، حتی اگر انرژی آن کمتر از ارتفاع مانع باشد. این امر به دلیل ماهیت موجی ذرات کوانتومی است. تونل‌زنی کوانتومی در بسیاری از پدیده‌های فیزیکی از جمله واپاشی رادیواکتیو نقش اساسی دارد.

5. پرش کوانتومی: این پدیده نشان می‌دهد که یک ذره کوانتومی می‌تواند ناگهان از یک مکان به مکان دیگر بدون طی کردن مسیر بین آنها "جهش" کند. این امر به دلیل ماهیت احتمالی مکانیک کوانتومی است. پرش کوانتومی در بسیاری از پدیده‌های فیزیکی از جمله لیزر و نیمه‌رساناها نقش اساسی دارد.

6. ابرمکان: این پدیده نشان می‌دهد که یک ذره کوانتومی می‌تواند در چندین مکان به طور همزمان وجود داشته باشد. این امر به دلیل ماهیت احتمالی مکانیک کوانتومی است. ابرمکان در بسیاری از پدیده‌های فیزیکی از جمله شیمی کوانتومی نقش اساسی دارد.

7. اثر فوتوالکتریک: این پدیده نشان می‌دهد که تابش نور می‌تواند باعث جدا شدن الکترون‌ها از سطح فلز شود. این امر به دلیل این است که انرژی فوتون‌ها (ذرات نور) می‌تواند بیشتر از انرژی پتانسیل لازم برای نگه داشتن الکترون‌ها در فلز باشد. اثر فوتوالکتریک یکی از پایه‌های بنیادی فیزیک مدرن است و منجر به توسعه لوله‌های خلاء، ترانزیستورها و سایر فناوری‌های مهم شده است.

8. اثر کامپتون: این پدیده نشان می‌دهد که تابش نور می‌تواند با الکترون‌ها برخورد کند و در این فرآیند، هم نور و هم الکترون از مسیر خود منحرف می‌شوند. اثر کامپتون یکی از شواهد تجربی مهم برای ماهیت ذره‌ای نور است.

9. اثر زیمان: این پدیده نشان می‌دهد که میدان‌های مغناطیسی می‌توانند سطوح انرژی اتم‌ها را به دو یا چند سطح مجزا تقسیم کنند. این امر به دلیل این است که میدان مغناطیسی می‌تواند با گشتاور مغناطیسی ذرات باردار (مانند الکترون‌ها) در اتم‌ها تعامل داشته باشد. اثر زیمان در بسیاری از کاربردها از جمله ساعت‌های اتمی و لیزرها استفاده می‌شود.

10. اثر فوتوالکترومغناطیسی: این پدیده نشان می‌دهد که میدان‌های مغناطیسی می‌توانند بر تابش الکترومغناطیسی (مانند نور) تأثیر بگذارند. این امر به دلیل این است که میدان‌های مغناطیسی می‌توانند با میدان الکتریکی و میدان مغناطیسی تابش الکترومغناطیس تاثیر بگذارند و بالعکس

اسلام هراسان چه کسانی هستند؟

اسلام هراسی یعنی هراس از حیات سالم با صلح / و کدام انسان عاقل دنبال چنین چیزیست؟ / چرا این واژه را وارونه جلوه میدهیم؟ چه هدفی دنبال میشود؟/ انسانهای شرور حیات ناسالم و فاقد صلح دارند و این هراس دارد نه اسلام که حیات سالم با صلح است / اسلام هراسی واژهای باطل است و هیچ سنخیتی با اسلام ندارد/ حیات سالم با صلح علم است و چه کسی از علم هراس دارد ؟ / افرادی که از علم هراس دارند از حیات سالم با صلح دوری میکنند / ابلیس و پیروان ابلیس از حیات سالم با صلح داشتن و پیروی کردن از علم مخالفند و اینان اسلام هراسند/ پس اسلام هراسان کسانی هستند که حیات سالم با صلح مردم را به حیات ناسالم بدون صلح تبدیل میکنند/ اینان دشمنان خدا و مردمند / دولت هایی که خود تحریمی دارند تورم میسازند و ارزش پول ملی را کاهش میدهند اسلام هراسند / نامزدهای ریاست جمهوری که وعده میدهند و عمل نمیکنند اسلام هراسند/ هر دولتی یا هر فردی که برای ملتش یا فردی حیات ناسالم بدون صلح فراهم کند اسلام هراس است/ اسلام هراسی آنجاست که ضروریات اسلام تشریعی را اجباری بدانیم و پوشش موی دختران را بهانه ای برای برخورد خشونت آمیز کنیم این همان ایجاد حیات ناسالم بدون صلح است / تندروهای اسلامی مذهبی اسلام هراسند حالا میخواهد پیرو هر شریعتی باشد/ هر رفتار و کرداری که بر خلاف حیات سالم با صلح بشری باشد اسلام هراسی است/ 

دین انسانیت / دین الهی - کدامیک؟

دین نزد خدا اسلام است یعنی حیات سالم با صلح که یاد و ستایش خدا در آن باشد چنین دینی الهی است/ حیات سالم با صلح که فاقد یاد و ستایش خدا باشد اسلام نیست/ بلکه اسلام بشر ساخته است/ بنابراین چنانچه مراد از دین انسانیت دین منهای یاد و ستایش خالق باشد دین ابلیس ساخته است که به انسان ابلیس القا میکند و باطل است چرا؟ چون دین ابلیسی دین فاقد علم است و منفعتی است نه توحیدی/دین الهی عام است یعنی همه هستی آنرا دارند و از آن بوجود آمدند/ اگر پدیده ها در هستی دین نداشتند اصلا وجود نداشتند/ هستی توحیدیست و ستایشگر خالق/ انسانیت وقتی معنا دارد که توحیدی باشد / اگر انسانیت بمعنای منافع من باشد دیگر انسانیت نیست بلکه تعارض منافع است که ابلیس مدافع آنست/ انسانیت علمیست و علم توحیددارد / چنین انسانیتی به دین الهی میرسد/ انسانیتی که فاقد علم باشد محال است به دین برسد/ استعمارگران و استثمارگران تاریخ در گذشته حال و آینده به انسانیتی قائل بودند و هستند و خواهند بود که فاقد علم و توحید است که چنین انسانیتی باطل است.

خداوند برای چه کسانی آمرزش و پاداش بزرگ وعده داده است؟

آیه 35 سوره احزاب

(همانا کلیه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان اهل طاعت و عبادت و مردان و زنان راستگوی و مردان و زنان صابر و مردان و زنان خدا ترس خاشع و مردان و زنان خیر خواه مسکین نواز و مردان و زنان روزه‌دار و مردان و زنان با حفاظ خوددار از تمایلات حرام و مردان و زنانی که یاد خدا بسیار کنند، بر همه آنها خدا مغفرت و پاداشی بزرگ مهیا ساخته است)

در این آیه سخن از دو موضوع است یکی حیات سالم با صلح داشتن و دومی توحید داشتن/ اهل طاعت و عبادت بودن - خدا ترس بودن - و یاد خدا بسیار بودن توحید داشتن است/ و راستگویی - صابر و شکیبا بودن - خیر خواه و مسکین نواز بودن - روزه دار بودن - و دوری از تمایلات حرام حیات سالم با صلح داشتن است/ حال اگر فردی حیات سالم با صلح داشته باشد اما توحید و ایمان بخدا نداشته باشد مشمول این آیه نخواهد بود/ حیات سالم با صلح داشتن اسلام آوردن تشریعیست  و این هدایتی است از جانب خالق برای ایمان آوردن به او ( سوره حجرات آیه 17)/ انسانیت منهای ایمان دین ابلیس ساخته است/ چرا؟/ چون انسانیت توحیدیست / انسانیت منهای توحید یعنی انسانیت بدون علم/انسانیت هنگامی ارزش دارد که در جهت علمی باشد و چنین انسانیتی توحیدی است/ متجاوزین به جان و اموال و حریم مردم هم رفتار و اعمال خود را انسانیت معرفی میکنند چنین انسانیتی ابلیس گونه است/ در انسانیت توحیدی تجاوز به جان و اموال و حریم مردم بیگناه بهر عنوانی ممنوع است و ضمان دارد/ ملاک رفتارها و کردارهای انسانی علم است و علم حق است .

ضمانت وعده های نامزدهای ریاست جمهوری چیست؟

دقت بکنیم که با رسیدن به 8 تیر و انتخاب رئیس جمهور چقدر وعده های نامزد ها به مردم سنگین و سنگین تر میشود / هیچکدام از نامزدها به بحران اصلی کشور که تضاد های درونیست اشاره ای ندارند / وعده های غیر قابل اجرایی جز فریب چیست؟ / از تورم به ابر تورم رسیدیم از گرانی ها به ابر گرانیها رسیدیم و باز وعده های توخالی میشنویم/ مردم ایران از شیوه حکمرانی ناراضیند/ حکمرانی نه اسلامیست نه مدنی/ عده ای قریب به 2 تا 3 هزار نفر در کشور در درب چرخان قدرت قرار گرفتند و با فریب و وعده های فریبکارانه میخواهند  در راس قدرت بمانند / و اصلا پاسخگوی وضعیتی که بوجود آوردند نیستند/ انگار تاکنون اینان در قدرت نبودند و وضعیت حال کشور محصول اعمال و رفتار آنان نبوده است/ تضاد های درونی اصحاب قدرت روزگار ملت را به تباهی امروز کشانده است/ اینان اصلا وحدت را نمیشناسند/ هر باندی ساز خودش را میزند و مردم را میرقصاند/ سیاسیون دیگر کور خوانده اند که مردم فریب سیاه بازی های آنان شوند / مردم از وضعیت حکمرانی بیزار و ناراضیند/ حکمرانی بر اثر تضاد های درونی حیات ناسالم فاقد صلح برای مردم به ارمغان گذاشته است/ این وضعیت غیر قابل قبول است / نامزد ریاست جمهوری باید ضمانت لازم و کافی بمردم دهد که اگر نتوانست به وعده های خود عمل کند استفعا دهد/ این ضمانت میتواند گواهی محضری به ملت باشد که در رسانه ها منتشر شود مردم به چنین فردی رای خواهند داد.

تورم و کاهش ارزش پول ملی حاصل تضادهاست

تورم محصول تضاد هاست/ شک نکنید/ کشوری که دولتش از تحریم استقبال میکند مملو از تضاد های داخلیست / این تضادها محصولش تورم گرانی فروپاشی اجتماعی فروپاشی اقتصادی و فرهنگیست/ خداوند انسان را توحیدی خلق کرده یعنی جسم و تنش و روحش حاصل وحدت اجزای درونی هستند وثمره این وحدت توحید است/ تضادهای انسان در روابط حاصل میشود / تضادها منشا همه شرارت هایند/ خانه خراب کن هستند/ وضعیت داخلی کنونی ایران همین گونه است / تضادها را ملت بوجود نیاورده است بلکه حاصل رفتار و عملکرد دولتهاست/ تضادها رفاه و آسایش را از ملتی میگیرد و آنرا به خاک سیاه مینشاند/ باید تا میتوان از تضاد های داخلی و بیرونی دوری کرد/ منشا تضاد تعارض منافع است/ دولت ها با ملت در تعارض منافعند همچنین در سطح بین الملل تعارض منافع منطقه ای با سایر دولتها دارند/ در نتیجه ملت ها از دو سو مورد تعرض اند یکی با دولت خودشان و دوم با دولت های دیگربا ابزار تحریم / این دو اهرم کمر ملتی را خرد میکند/ بنابراین تا دولتی دست از تعارض منافع با ملت خود برندارد و رفتار و کردار خود را توحیدی نکند تضادها ادامه دارد و با جمع شدن تضاد های بین المللی ظلم مضاعفی بر ملت تحمیل میشود که شده است/ نتیجه ادامه چنین تضاد های مضاعف تورم گرانی و کاهش ارزش پول ملی است.

تناقض رفتاری دولت ها در ایجاد تورم

رفتار متضادی در ایجاد ثبات اقتصادی دولت های ایران دیده میشود که تورم زاست/ بعنوان نمونه یکم رها بودن قیمت های املاک و مستقلات بخصوص رهن و اجازه اماکن تجاری و مسکونیست  که تحت نظارت هیچ نهاد و ارگانی نیست / دوم نظارت بر قیمت کالاها توسط سازمان تعزیزات حکومتی / اما ایندو چه ارتباطی با هم دارند / یکی نظارت دارد که رفتاری توحیدی است و دیگری بدون نظارت که رفتاری غیر توحیدی/ برای فروش کالاها و اجناس تجاری نیاز به در اختیار گرفتن مکان تجاریست/ سوال اینست که چگونه دو رفتار متضادی در تجارت با هم قابل جمع است/ مکانهای تجاری و مسکونی که فاقد کنترل دولت و نظارت بر قیمت آنهاست کسبه و اصناف کالاها و خدماتی را ارائه میدهند که تحت نظارت قیمت کالا و خدمات است/ و این یعنی جمع دو تضادی که امکانپذیر نیست/ عقلا نمیتوان انتظار داشت که کسبه و اصناف بتوانند کسب حلال با این شرایط داشته باشند چرا که اجاره مکانهای کسب و کار کمر شکن است  / کرایه اماکن تجاری و مسکونی در کشور باید ساماندهی گردد باید تحت نظارت قرار گیرد تا تورم کنترل گردد/ رها بودن اجازه اماکن مسکونی و تجاری سم اقتصاد است/ اینکه دولت ها میآیند و میروند و هیچ فکری برای این موضوع ندارند نشان از نادانی آنهاست/ در تبلیغات های انتخاباتی اگر دفت کنید هیچکدام از نامزدها اشاره ای به این سم اقتصادی که در اقتصاد ملت ریشه دوانده نمیکنند و فقط بدنبال کسب قدرت و امتیازند./آنچه دولتها باید انجام دهند که نمیدهند رفع تضادهای رفتاری و کرداری خودشان است/ اساس تورم  وجود عمکردهای تضادی دولت است/  مجلس در اینجا نقش محوری دارد و باید تضاد های عمکردی دولت ها را کشف و اصلاح کنند/ با سیاست های تضادی بین المللی نمیتوان با جهان توحیدی عمل کرد/ 

اصل 23 قانون اساسی منشا پیدایش دین های بشر ساخته باطل

اصل 23 : تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد./ عقاید هم میتواند حق باشد هم باطل / اگر عقیده ای حق باشد نشر آن هیچ ایرادی ندارد و میتواند پیروانی هم داشته باشد و فاقد اشکال است/ اما اگر باطل باشد و فرصت نشر داده شود و پیرو جمع کند نباید مورد مواخذه قرار گیرد؟/ اینجاست که تامل لازم است / اصولا جمله تفتیش عقاید ممنوع است غلط و نادرست است چرا که عقاید باطل اگر فرصت نشر پیدا کنند افراد را گمراه میکنند/ آنچه بشر باید آنرا ممنوع کند تفتیش علوم است چون علم توحیدیست / ابلیس از راه جلوه دادن عقاید باطل در انسان راه نفوذ پیدا میکند نه علم/ دشمن ابلیس علم است چرا که علم توحید است / هزاران عقاید باطل در کشورهای آزاد به دلیل اینکه تفتیش عقاید ممنوع است رشد کرده و تبدیل به فرقه های باطل با جذب پیروان شدند/ دین های بشر ساخته ابلیس ساخته اند نه علم ساخته/ راه جلوگیری از ایجاد دین های بشر ساخته علم است چون علم توحیدیست/ بنابراین اصل 23 قانون اساسی میتواند منشا زایش و پیدایش دین های بشر ساخته باشد / این اصل باید اصلاح گردد و تفتیش عقاید علمی باید ممنوع باشد نه  غیر علمی/

اقلیت های دینی واژه ای غلط

در اصل 13 قانون اساسی واژه اقلیت های دینی دیده میشود / اقلیت دینی یعنی چی؟ / دین و اسلام که واحد است اقلیت آن یعنی چی؟ / اصلا اقلیت واحد یعنی چی؟ / اگر منظور این است که  پیروان دین موسی و دین عیسی و دین ابراهیم اقلیت های دینی اند که بطور کل غلط است چون دین موسی و دین عیسی و دین ابراهیم نداریم / بلکه موسی و عیسی و ابراهیم شریعت دین آوردند نه دین/ خالق دین خداست نه پیامبرانش/ بنابراین واژه اقلیت های دینی اساسا نادرست و غلط است/ نمیتوان گفت دین رسمی اسلام است یا دین رسمی یهود یا مسیحی است اینا کلا نادرسته و چنین چیزی وجود ندارد / دین در هستی واحد و همان اسلام است/ برای همین دین عام است/ اما شریعت دین خاص است/ مومنان و مومنات به پیروان شریعت محمد ص میگویند / به پیروان شریعت موسی یهودی اطلاق میشود و به پیروان شریعت عیسی مسیحی/ و به همه اینها جمعا مسلمان یعنی یکتاپرستند/ زردشتیان نیز یکتاپرست و مسلمانند/ بنابراین بجای واژه اقلیت های دینی که غلط است باید از واژه اقلیت های شریعتهای دین استفاده شود تا منظور درست رسانده شود/

دین رسمی ایران اسلام است جمله ای نادرست

 دین رسمی ایران اسلام است در اصل 12 قانون اساسی آمده است / دین همان اسلام و اسلام همان دین است اینا مترادف همند/ دین رسمی یعنی چی؟ / دین مگر رسمی و غیر رسمی دارد؟ / دین در هستی واحد است / وقتی دین واحد است بی معناست که بگوییم دین رسمی / دین همه پیامبران اسلام بود بنابراین دین واحد است / دین های بشر ساخته ابلیس ساخته اند و دین نیستند/ دین دو ویژگی بنیادی دارد اول اینکه عام است در همه پدیده های هستی و دوم اینکه اصول دارد / هیچ پدیده ای این دو ویژگی را ندارد / دین های بشر ساخته فاقد این دو ویژگی اند لذا دین نیستند / اینکه در اصل 12 قانون اساسی گفته شده دین رسمی ایران اسلام است یعنی اینکه دین های دیگری چه رسمی و چه غیر رسمی هم وجود دارد و این سخن باطل است/ وقتی دین واحد است در هستی دیگر چه نیاز است که بگوییم دین ما اسلام است؟ / مانند اینست که بگوییم واحد رسمی یک است خب این سخن بیهوده است چون واحد رسمی یعنی چی ؟ مگر واحد غیر رسمی هم وجود دارد؟

بررسی دو اصل 4 و 56 قانون اساسی

اصل 4 میگوید : کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگرحاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهای شورای نگهبان است/اصل 56 : حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می آید اعمال می کند

 آنچه از مقایسه این دو اصل میتوان نتیجه گرفت اینست که اصل 4 بر اصل 56 حاکمیت دارد/ یعنی آنچه در اصل 56 آمده که هیچ کس نمیتواند حق الهی تعیین سرنوشت اجتماعی را از انسان سلب کندتوسط اصل 4 نقض میشود چرا که برابر اصل 4 این اصل بر همه اصول قانون اساسی حاکم است و تشخیص آن بر  عهده فقهای شورای نگهبان است نه شورای نگهبان / نقض اصل 56 توسط اصل 4 غیر توحیدیست/آنچه از اصل 4 استنباط میشود اینستکه حق الهی مرز دارد و مرز آن پذیرش موازین اسلامی است / موازین اسلامی استنباط های فقهای شورای نگهبان است نه محکمات قرآن بنابراین تغییرپذیرند نه ثابت/ آنچه سوال دارد اینست که مگر حق الهی تعیین سرنوشت ملت  مشروط به موازین اسلامی مورد تشخیص فقهای شورای نگهبان است که اصل 4 بر اصل 56 حاکمیت دارد؟؟./ آن کلمه غیر اینها در اصل 4 یعنی حق الهی  ملت هم باید در چارچوب موازین اسلامی به تشخیص فقهای شورای نگهبان باشد / حق الهی را مشروط کردن به موازین اسلامی فقها اساسا باطل است و غیر توحیدی و خلاف مسیر حیات سالم با صلح / حق الهی را نمیتوان حصر در موازین اسلامی فقها کرد/ بعبارت ساده اگر حق الهی محصور در موازین اسلامی باشد حق حیات که حق الهیست هم در حدود موازین اسلامی قرار میگیرد و در این صورت کافران و مشرکین حق حیات ندارند که غیر توحیدی و غیر حیات سالم با صلح است/ بنابراین اصل 4 قانون اساسی نقض میکند اصل 56 قانون اساسی را/ حاکم بودن اصل 4 بر اصل 56 یعنی حاکمیت موازین اسلام مورد نظر فقهای شورای نگهبان بر حاکمیت مطلق خالق بر جهان و آیا چنین چیزی ممکن است ؟؟ 

دیوانسالاری در ایران

دیوانسالاری مترادف کاغذ بازی و قرطاس بازیست/ قانونی در مجلس به تصویب میرسد و برای اجرا در دولت آیین نامه تهیه ای میشود این اولین مرحله کاغذ بازیست که گاها آیین نامه مربوطه با روح قانون در تعارض است/ این اولین مرحله در دیوان سالاری دولتیست / یعنی روزها  و ساعت ها وقت مملکت که در مجلس با هزینه های نجومی صرف میشود تا قانونی بنفع ملت خارج شود توسط دولت آیین نامه ای بر آن لحاظ میشود که گاها با روح قانون در تعارض است و این یعنی هدر دادن میلیاردها تومان از بیت المال که در مجلس صرف تصویب آن شده است/ در مرحله بعدی آیین نامه مربوطه توسط دستگاههای استانی گونه ای دیگر باز تعریف میشود تا ملت نتواند از قانون و آیین نامه مربوطه بهره ببرد / آنگاه ارباب رجوع باید برای خواست قانون صدها نامه نگاری کند به مراجع مختلف منجمله دیوان عدالت اداری بر گرفتن حق خود/ به این فرآیند استهلاکی دیوان سالاری میگن که هزینه های هنگفت بر بیت المال وارد میکند / مجلس اگر مجلس است فکری برای این فرآیند ظالمانه بردارد که بر بیت المال وارد میشود / بعد آنوقت افرادی که نماینده مجلس بودند یا هستند در فرآیند انتخابات ریاست جمهوری کاندید میشوند و ضمن انتقاد از دیوان سالاری موجود ژست طلبکارانه میگیرند / آقای نماینده مجلس که اکنون کاندید ریاست جمهوری هستی چرا تاکنون معضل دیوان سالاری کشور را با تصویب قوانین سخت و محکم حل نکردی؟؟؟ در انتخابات ریاست جمهوری امسال معضل دیوان سالاری کارتی شده برای جمع آوری آرای مردم نه حل اساسی آن در مجلس به اصطلاح انقلابی/ دیوان سالاری در ایران فرآیندی غیر توحیدیست چرا؟ / چون کاغذبازیها مسیری برای حیات ناسالم بدون صلح است/ هدر دادن بیت المال یعنی حیات غیر توحیدی یعنی حیات ناسالم برقرار کردن/ مجلس ایران اگر خود را انقلابی میداند این معضل را حل کند.

دین و شریعت دین عربی نیست

اینکه گفته شود دین یا اسلام عربی و شریعت اسلام عربی عشیره ایست خرافه گوییست/ حیات سالم با صلح عرب و عجم و نژادی نیست/ همه انسانها از هر نژادی که تلاش برای ایجاد حیات سالم با صلح در خود و خانواده و جامعه و هستی بکند اسلام دارد / اینکه سخن باطلی را بدون تفکر نشر دهیم سعی در ایجاد حیات ناسالم فاقد صلح داریم/ دین یا حیات سالم با صلح در پدیده ها تکوینیست و این مال عربها نیست هستی از دین پدید آمده است و دین عربی و غیر عربی نیست/ شریعت دین همان طی مسیر حیات سالم با صلح است و اولین شریعت دین توسط حضرت نوح بیان شد و این شریعت عربی نبود / بنابراین نه دین و نه شریعت دین مختص اعراب نیست/ اینکه گفته شود اسلام از اعراب است سخن نادرستی است مگر میتوان گفت که حیات سالم با صلح داشتن مال نژادی چون اعراب است؟؟/ اسلام یا دین یا حیات سالم با صلح تکوینیست و متعلق به هستی و هر پدیده ای که وجود دارد/ و شریعت دین که مسیر حیات سالم به صلح است توسط هر پیامبری که به بشر زمانه خود ابلاغ شده متعلق به بشریت است نه بشر خاصی یا نژاد خاصی یا سرزمین خاصی.

راه شهدا

راه شهدا چه بود و چه هست؟ شهید با ایمان به خدا برای طی مسیر حیات سالم با صلح یا اسلام جان میدهد/هدف شهید ایجاد حیات سالم با صلح است که اگر جز این باشد شهید محسوب نمیشود/ شهید برای حفط و نگهبانی از حیات سالم با صلح یا دین جان میدهد / فردی که برای ایجاد حیات سالم با صلح خانواده و جامعه و هستی تلاش میکند و در این مسیر جان میدهد شهید محسوب میشود/ بنابراین هدف انسان در زندگی باید تلاش برای حیات سالم با صلح برای خود و خانواده و جامعه و هستی باشدتا هر لحظه ای که مرگ او فرا رسید شهید از دنیا برود/ آنچه اوجب واجبات است تلاش برای طی مسیرحیات سالم با صلح است و اگر در این مسیر جان داده شود شهید است/ وقتی حفظ نظام و رژیمی از اوجب واجبات است که آن نظام مسیر حیات سالم با صلح را برای ملت و هستی طی کند / اینکه گفته شود راه شهدا حفظ نظام بود سخنی گزاف است بلکه راه شهدا ایجاد حیات سالم با صلح است/ اینکه حفظ نظام و رژیمی بر حفظ اسلام پیش باشدسخن باطلیست.

از دادن شعار ضد ملی ملتها و آتش زدن پرچم ملی ملتها خودداری کنیم

فرهنگ ملت باید توحیدی باشد اگر ظلمی از ناحیه دولتهای آمریکا و اسرائیل یا سایر دول به دولت و مردم ایران تحمیل میشود باید شعار ضد توحیدی بر سر ملت آن دولت نداد چون هیچ ملتی خواهان تحریم برضد ملت دیگری نیست / دولت های آمریکا و اسرائیل مناسبات دیپلماتیک با ایران ندارند و لذا مناسبات اقتصادی فرهنگی و اجتماعی ملتشان را با دولت ایران منع کردند/ بنابراین موضع توحیدی اینست که شعار های ما بر ضد این دولتها باشد نه دولت وملت/ وقتی شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل میدهیم این شعار عام است یعنی دولت و ملت آنها در حالیکه که ملت ایران دشمنی با ملت آمریکا و اسرائیل ندارد/ آتش زدن پرچم یک کشور عملی ضد توحیدی بین دوملت است/ پرچم یک کشور مورد احترام مردم آن کشور و سایر ملتهاست / ملت ایران دشمن ملت و پرچم ملتی نیست /بنابراین اگر ناراحتیم از اقدامات دولتی آن دولت را خطاب قرار دهیم نه ملت و پرچم آن ملت را مانند مرگ بر دولت آمریکا یا اسرائیل / ملت های ایران و آمریکا و اسرائیل خواهان حیات سالم با صلحند این نقطه مشترک آنهاست این نقطه اسلام است برای رسیدن به این نقطه نباید پرچم ملی یک ملت و شعاری ضد ملی ملتی داده شود.

وقتی گفته میشود اسرائیل باید محو شود این میشه عام یعنی دولت و ملت آن و این نادرست است در واقع آنچه باید گفته شود اینست که دولت اشغالگر صهیونیستی اسرائیل باید محو شود / ما دولت اسرائیل را اشغالگر میدانیم نه ملت اسرائیل/ هر اشغالگری باید محو گردد.

آنچه که ملتها را به هم نزدیک می‌کند و یک ملّت باید از آن، تحقّق پیدا بکند؛ آن اسلام است. (صحیفه امام، ج10، ص485)

این جمله امام خمینی درست است درواقع آنچه که ملتها را بهم نزدیک میکند اسلام یا حیات سالم با صلح است/بنابراین عکس این جمله هم صحیح است یعنی آنچه که ملتها را از هم دور میکند حیات ناسالم فاقد صلح است/ برآیند صدای یک ملت باید از دولت آن شنیده شود اما این مهم در اکثر دولت و ملت ها دیده نمیشود/ برآیند سیاست دولتها همواره مقابل صدای ملتها بوده است/ صدای ملل دنیا حیات سالم با صلح است این صدا توحیدیست /اما برآیند رفتارها و کردارهای دولتهای ملل خلاف این موضع است/ ملت ها گرفتار دولتهایی هستند که برعکس خواست عمومی عمل میکنند / دیکتاتوری همین است/ جنگ ها تحریم ها اعمال غیر توحیدی افراطی گری ها و هر آنچه که غیر توحیدی و تضادیست از دولتها سر میزند نه ملتها/ این دولت ها هستند که ملتها را به خونریزی ها و جنگ ها میکشند/  اسلام یا حیات سالم با صلح مرز ندارد حدود جغرافیایی ندارد زبان و رنگ و نژاد و سیاه و سفید نداردهمه ملتها خواهان حیات سالم با صلحند اما دولتها نمیگذارند و بشر گرفتار این عده قلیل نادان است که خود را نخبه میداند/ تورم و کاهش ارزش پول ملی یک ملت توسط دولتها ضد اسلام و حیات سالم با صلح یک ملت است اما چرا دولتها به عمد یک ملت را تباه میکنند؟؟/ دولتی که حیات سالم با صلح ملتش را بخواهد ضد اسلام عمل نمیکند/ 

فطرت دین توحید

فطرت به معنی آفرینش و ایجاد اولیه بدون سابقه است / انسانها دارای فطرت یکسانی هستند که گرایش به دانش نیکی و زیبایی را در انسان راهنماست/ این گرایش ها راهنمای انسان به حیات سالم با صلح است / لذا دین یا همان حیات سالم با صلح در فطرت آدمی آفریده شده است/ این آفرینش تکوینی است /بنابراین دین از فطرت خالق است که در انسان قرار داده شده است و در همه انسانها یکیست( آیه 30 سوره روم) / بنابراین فطرت در انسان خاص و آفرینشی بدون سابقه است/  توحید اقرار به یگانگی خالق است که فعل مخلوق است یعنی مخلوق آنرا انجام میدهدبنابراین عام است یعنی همه مخلوقات اقرار به آن دارند و خالق را ستایش میکنند/ توحید وحدت مجموعه اجزای درونی مخلوق است این وحدت همراه با 4 اصل دیگر یعنی بعثت درونی اجزای مخلوق امامت درونی اجزای مخلوق عدالت درونی اجزای مخلوق و هدف تکاملی اجزای درونی مخلوق میباشد که مجموعا 5 اصل اصول دین است/ اسلام یا دین تکوینی با وحدت این 5 اصل است/ بدون وحدت این 5 اصل مخلوقی پدید نمیاید/ بنابراین اینکه گفته میشود مسلمان بودن یا اسلام داشتن پدیده های هستی در 3 اصل توحید بعثت و معاد است خرافه گویی است/ خاک و سنگ و بدن انسان و میلیونها پدیده دیگر اسلام تکوینی دارند و بدون وحدت این 5 اصل در اجزای درونی خود هرگز پدید نمی آمدند/ لذا توحید هم در همه پدیده ها و مخلوقات واحد است و جمع ندارد/ دین حیات سالم با صلح است لذا واحد است چرا؟ چون دینها نداریم اسلام ها نداریم صلح ها نداریم بلکه حیات سالم و صلح واحدند لذا دین و اسلام واحد است/ همه پیامبران از اولین تا خاتم همه اسلام و دین واحد داشتند/ انسان از بدو تولد دین دارد و سپس شریعت دین را میآموزد و میپذیرد/ هستی دین واحد دارد / همه پدیده ها دین واحد دارند/ اما پیامبران 5 شریعت متفاوت داشتند که در طول زمان با اطلاع و آگاهی بیشتر مردم شریعت ها جدید تر میشدند/ بنابراین فطرت انسانها واحد و یکسان است توحید در مخلوقات واحد است و دین تکوینی در پدیده ها هم واحد است و آنچه متکثر است شریعت هاست/ نه فطرت ها داریم نه دین ها داریم و نه توحید ها/ به آیین ها و رسومات بشر دین اطلاق نمیشود /دین عام است در هستی و اصول دارد و دین های بشر ساخته و ابلیس ساخته فاقد این دو ویژگی اند لذا دین نیستند.

میزان مجاز معافیت تحصیلی طلاب از سربازی سقف ندارد

(میزان مجاز معافیت تحصیلی طلاب از سربازی سقف ندارد و همه طلابی که در حوزه‌های علمیه مشغول به تحصیل هستند، می‌توانند از این طرح استفاده کرده و از رفتن به خدمت سربازی معاف شوند. از جمله امتیازی که طلاب دارند این است که تا سن ۷۰ سالگی می‌توانند به سربازی نروند، زیرا آن‌ها همیشه در حال تحصیل هستند.)

اینکه سقفی برای تحصیل طلاب علوم دینی وجود ندارد و برای دانشگاهها و سایر موسسات آموزشی وجود دارد تا دانشجویان دانشگاهها پس از فراغت از دانشگاه به سربازی بروند غیر توحیدی و ظلم مسلم به مردم است/مگر علوم دینی علم اند و سایر علوم دانشگاهی علم نیستند؟ با این قوانین تبعیض آمیز بین طلاب و سایر دانشجویان چه انتظاری از وحدت بین دانشگاه و حوزه های علوم دینی وجود دارد؟؟ / وجود چنین قوانین فرعی تبعیض آمیز خلاف قانون اساسی است/ اینکه طلاب تا سن 70 سالگی میتوانند از معافیت تحصیلی بهره مند باشند چون همیشه در حال تحصیل اند و سایر دانشگاه ها چنین مزیتی ندارند غیر عقلانی و غیر توحیدیست/

نقد سخن (مردم برای اسلام خون می دهند نه برای سیاست.) (صحیفه امام ،ج ۶، ص ۴۷۸)

اسلام یعنی حیات سالم با صلح که بدو صورت تکوینی و تشریعی وجود دارد/ همه پدیده های هستی اسلام تکوینی دارد بدون استثنا/ و فقط انسان و جن هستند که دارای اسلام تکوینی و تشریعی هستند یعنی وجودی تکوینی دارند و به دلیل داشتن عقل و اختیار شریعت اسلام را یا میپذیرند و یا نمیپذیرند/ همه انسانها نیاز به حیات سالم با صلح دارند یا همه انسانها نیاز به اسلام دارندبنابراین برای کسب حیات سالم با صلح تلاش میکنند/ منتها برخی به دلیل غلبه تعارض منافع شخصی خود حاضر به تضییع حقوق دیگرانند/ انسان تنها موجودیست که ناطق است ودارای عقل هوشمندتر و اختیاربه همین دلیل هر سخنی که بیان میکند بنوعی سیاست اوست چه برای حیات سالم با صلح چه برای شرارت/ بنابراین سیاست از لوازم کاربردی انسان است/اسلام تشریعی پذیرش مسیر حیات سالم با صلح است/ و این مسیر با سیاست طی میشود/بنابراین سیاست نیز پدیده ای علمیست و هر علمی توحیدی است / اگر علمی در روابط شرارت گونه بکار رود ابلیسی میشود / بنابراین علم سیاست توحیدی است / اسلام تشریعی هم اگر در مسیر حیات سالم با صلح باشد به دین الهی ختم میشود و اگر در مسیر انحراف از حیات سالم با صلح قرار بگیرد اسلام جعلی ابلیس ساخته خواهد بود / و طی این مسیر با سیاست است/ در واقع این سیاست عقلانی فطری انسان است که مسیر درست حیات سالم با صلح را از حیات ناسالم فاقد صلح مشخص میکند/ بنابراین مردم برای اسلامی خون میدهند که سیاست حیات سالم با صلح را طی کند نه اسلام جعلی ابلیس ساخته.

یادداشت هایی از سخنان آیت الله خمینی درباره حکومت و دولت اسلامی

- وضع حکومت اسلام یک همچو وضعی است. اداره اش برای رفاه مردم است، نظامش برای رفاه مردم است، رئیس جمهورش برای رفاه مردم است، نخست وزیرش برای رفاه مردم است، و محیط، محیط مَحبّت؛ یک محبت مَحبّت.(صحیفه امام؛ ج ۷،صص ۲۸۲ - ۲۸۳).


- در دولتهای اسلامی محیط محیطِ مَحبّت است، محیط برادری است؛ نه ارتش با مردم جدا هست و نه مردم با ارتش جدا هستند؛ و نه یک محیط رعب در کار هست. (صحیفه امام ،ج ۶،ص۴۴۰).


- اسلام می خواهد که بازار ما، خیابان ما، خانه ما، بیرون، داخل همه- یک نظم اسلامی، تعاونی پیدا بکند، مَحبّت آمیز باشد؛ محیط مَحبّت باشد. (صحیفه امام؛ ج ۸، ص ۴۹)


کدامیک را امروز در کشور احساس میکنید؟؟؟


چرا خداوند مجازات اعدام دنیوی برای مرتد غیر کفرورز نداده است؟

خروج از اسلام تشریعی یعنی خروج از صلح آرامش و صحت بدون نزاع منجر به ارتداد است و اقدام به کفرورزی توسط مرتد منجر به محاربه مرتد میشود که مجازاتش اعدام است/ اسلام تشریعی همان دین تشریعیست / چرا که خروج از اسلام تکوینی برای انسان میسر نیست چون جسم انسان اسلام تکوینی دارد و توحیدیست روح انسان اسلام تکوینی دارد و توحیدیست/ بنابراین آنچه انسان میتواند از آن خارج شود  دین تشریعیست است  / انسان مسلمانی  که از اسلام تشریعی بیرون میرود در واقع صلح آرامش و صحت بدون نزاع را اعلام میکند که نمیپذیرد و بنا بر آیه 87 سوره آل عمران مجازات آن لعنت خدا فرشتگان و جمیع مردم است/ سوال اینست که چرا خداوند مجازات اعدام دنیوی را برای مرتد ضروری نمیداند؟ / پاسخ اینست فرد مرتد علمی بودن شریعت دین را فهم و درک نکرده است و خارج شده است و برابر آیه 36 سوره اسرا که میفرماید به چیزی که علم ندارید پیروی نکنید و این دلیل را عقل میپذیرد/ لذا برای برگشت فرد مرتد و پذیرفتن /  شریعت دین علم است و علم دین است/ هیچکس را بخاطر عدم فهم علم و دانش دین اعدام نمیکنند/  آیه 87 سوره آل عمران بر مرتدین دلالت دارد که کفرورزی علیه مسلمین نمیکنند اما اگر وارد کفرورزی علیه مسلمین شوند محارب شناخته میشوند و مجازات اعدام دارد/