علوم بشری شامل علوم تجربی علوم ریاضی و علوم انسانی و سایر علوم همگی اسلامی هستند چون برای حیات سالم بشری کشف و ابداع میشوند/ اسلام حیات سالم است / خداوند بوسیله پیامبران انسان را به حیات سالم دعوت نموده است این همان هدایت تشریعی است علوم قرار داده شده در هستی از حیات سالم پیروی میکند/ بطور مثال علم پزشکی پیکره و بدن انسان و بیماریها را بررسی میکند این علم به علوم درونی بدن انسان پی میبرد و راه درمان را کشف میکند بدن انسان پیکره ای است از علم حیات سالم سلولها این حیات سالم سلولها اسلام و دین تکوینی آنهاست لذا کشف چگونگی حیات سالم سلولی آگاهی به دین سلولی است که چگونه حیات سالم دارند لذا دین علم است و علم دینی/ اما به صرف اینکه علوم دینی اند دلیل بر این نیست که نهاد دینی خود را عالم به همه علوم بداند و اظهار نظر کند و همه را مجبور به پیروی کند / سیاست و اقتصاد و فرهنگ و اجتماع علم اند و هر کدام دانشمند خود را دارد /
اقتصاد علم است و علم اقتصاد پدیده ای است که توسط انسان برای سلامت داد و ستد ها و تجارت بوجود آمده است این علم دانش انسان را بسوی حیات سالم بشری هدایت میکند بنابراین علم اقتصاد پدیده ای برای حیات سالم بشری است اقتصاد سالم بحق جامعه سالم میسازد بنابراین علم اقتصاد حیات سالم را خلق میکند و اسلام نیز حیات سالم است لذا علم اقتصاد اسلامیست / اما علم اقتصاد ربطی به نهاد روحانیت ندارد و روحانیت فاقد صلاحیت لازم برای نسخه پیچی اقتصاد است/
در حکمرانی های سکولار نهاد دین در سیاست دخالت ندارد نه دین / در حکمرانی سکولار حکمرانان تلاش دارند در جامعه حیات سالم برقرار کنند همزیستی مسالمت آمیز برقرار کنند و صلح برقرار کنند این تلاش ها همان دین و اسلام است / لذا حکمرانی سکولار یک حکمرانی دینی و اسلامی است و تنها نهاد های دینی از دخالت در سیاست دورند /
دین صلح همزیستی و حیات سالم است که در خلقت تکوینی قابل مشاهده است / در درون اتم بین اجزای تشکیل دهنده آن صلح همزیستی و حیات سالم وجود دارد تا اتم وجود داشته باشد این اساس موجود بودن و بودن و هستن است این فرآیند تکوینی است/ حال همه چیز هستی تکوینی نیست و برخی پدیده ها را باید دیندار کرد تا صلح همزیستی و حیات سالم برقرار گردد مانند پدیده حکمرانی / در حکمرانی دین تکوینی وجود ندارد بلکه این انسانها هستند که برای داشتن جوامعی با صلح و همزیستی و حیات سالم حکمرانی دینی را خلق میکنند / با شعار حکمرانی دینی و اسلامی بر پا نمیشود بلکه در عمل باید حیات سالم و همزیستی و صلح را ایجاد کرد / پیامبر اکرم ص و یا سایر پیامبران با اسم گذاری در قوانین - حکمرانی اسلامی و دینی ایجاد نکردند بلکه در عمل حیات سالم و همزیستی و صلح - جوامع دینی برپا نمودند/ حیات سالم و صلح و همزیستی نیاز انسان هاست و حکمرانی پیامبران در جهت رفع این نیاز بوده است / اینگونه اسلام در جوامع انسانی برقرار میشود نه با شعارهای ظاهری/ بنابراین دین از حکومت و سیاست جدا نیست / بلکه حکومتی که حیات ناسالم و خشونت و غیر همزیستی را میان مردم برقرار کند حکومت باطلی است /
آیه 19 سوره آل عمران میفرماید دین نزد خدا اسلام است یعنی که دین سیستم و سامانه ای است که صلح همزیستی و حیات سالم را بوجود میاورد / دین سیستم و سامانه ای است که منجر به خلق موجود و پدیده هاست چون این سیستم و سامانه اجزای درونی موجود و پدیده ها را وحدت میدهد و صلح و همزیستی و حیات سالم درونی اجزا را پدید میاورد و به وحدت میرساند که منجر به خلق میشود که اگر این وحدت درونی نبود خلقی هم نبود / دین عقیده و ایمان نیست بلکه موجب خلق هر چیزی است / حکمرانی پدیده ای دینی میشود بشرطی که منجر به صلح همزیستی و حیات سالم گردد/ هر چیزی که صلح همزیستی و حیات سالم را از بین ببرد دینی نیست/ سیاست و قدرت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی هنگامی پدیده ای دینی است که صلح همزیستی و حیات سالم را بوجود آورد / صلح همزیستی و حیات سالم دین یا همان اسلام است / حکمرانی با صلح همزیستی و حیات سالم حکمرانی اسلامی را خلق میکند و غیر آن حکمرانی باطل را /
حکمرانی یک سامانه و سیستم یا دین است که باید علمی باشد / علم دین است چرا که علم از یک سامانه و سیستم سالم پیروی میکند / هر سیستمی یا سامانه ای که از علم پیروی کند آن سیستم از دین تبعیت میکند / دین سیستمی است که نشان دهنده صلح همزیستی و حیات سالم است/ پدیده های هستی هر کدام یک دین دارند / یعنی اجزای درونی شان وحدتی دارند که با هم در صلح همزیستی و حیات سالمند/ همین وحدت درونی یعنی صلح همزیستی و حیات سالم است که پدیده های هستی وجود دارند / حال یکی از پدیده های امروزی در جوامع انسانی حکمرانی خوب است / حکمرانی یک دین است یک سیستم و سامانه است یک علم است در حکمرانی اگر کارگزاران حکومت در صلح همزیستی و حیات سالم فعالیت کنند آن حکمرانی دینی است و اگر در صلح و همزیستی و حیات سالم نباشند آن حکمرانی غیر دینی است / ملاک حکمرانی دینی نماز و روزه و حجاب اجباری و...... نیست بلکه ملاک ایجاد سیستم و سامانه ای است که حکمران صلح همزیستی و حیات سالم را برای مردم ایجاد کند این چنین حکمرانی دینی است /
دین ترجمه نشده به زبان فارسی تاکنون / و اگر گفتن آیین عقیده اینا هیچ کدام معنای دین نیست / دین به فارسی امروز یعنی سامانهی جهان هستی و زندگی /به خود عربی هم باز یه کلمهی دیگه به جاش میشه معناش به کار برد بنیان / بنیان وجود و حیات / بنابراین دین یعنی سیستم و بعنوان سامانه هر سیستمی هر سامانهای هر بنیانی دارای قوانین ذاتی که هستی اون رو به وجود میاره و قوانین فرعی که استمرار وجود او را هدایت میکند /بنابراین دین قانونه /قانون هستی و حیات /هر آنچه در جهان هست با دین به وجود اومده /هرچیزی که وجود داره یک دینه /از اتم تا کهکشان همه چیز دینه/ چون بر پایه پنج اصل توحید بعثت امامت عدالت معاد خلق شده /که اصول دینه/ توحید یعنی هر پدیده هر چیزی مجموعهایست از اجزا که اجزایش در وحدته/ بعثت نظام خودجوش خود ساز خود افزا و خود ترمیمه در ذات هر چیزی وجود داره /امامت رهبری ذاتی در درون هر چیز / هر چیزی برای خودش هدایت و رهبری تو ذات خودش داره خودش رو هدایت میکنه /عدالت تعادل بین اجزای درون پدیده / و معاد یعنی هدف داری هیچ موجودی عبسی خلق نشده و هدفی براش هست حالا ممکنه اون هدفها رو ما در خیلی چیزا ندانیم ولی بدون هدف نیست/ بنابراین دین زینت چیزی نیست / چیزها با دین به وجود اومدن / این معنای دقیق و عمیق دینه/ دین یه چیزی نیست که در زندگی انسان به وجود اومده باشه / بدن ما یک پدیدهی دینیست / یک سیستم هست و اون پنج قانون هستی یا اصول دین را دارد / بنابراین دین زینت نیست / زینت به چیزی میگویندکه فرع بر اصل وجود یه چیزی باشه / مثلا من و شما هستیم موی سر لباس قشنگ گوشواره چشم قشنگ اینا زینتهای این بدن هستند/ و اینا برای اصل خود بدن نیستند / مو ممکنه کوتاه باشه بلند باشه کچل باشه چشم ممکنه ناقص باشه کور باشه اصل وحود انسان زینت نیست / زینت بر اون وجود تعلق پیدا میکنه/ یعنی یه چیزی باید وجود داشته باشد زینتی هم بر روش / مثل ساختمان باید وجود داشته باشد تا رنگ و نقاشی هم بهش تعلق پیدا کند /بنابراین دین را نمیتوان گفت زینته / دین خوده وجوده / هیچ موجودی غیر دینی وجود ندارد/ همه چیز با دین به وجود اومده /دین قانون هستی در درون هر چیزی هست/
آیات 30 و 31 سوره نور/ در ابتدا عرض شود که سوره نور از آیاتی تشکیل شده که عمل به دستورات آن واجب و ضروری برای مردان مومن و زنان مومنه است این ضرورت در ابتدای آیه اشاره شده است/ حجاب مردان مومن دو چیز است اول به نامحرم چشم ندوزند و دوم عفاف خود را حفظ کنند / و حجاب در مورد زنان مومنه در شش مورد است اول چشم های خود را از نامحرم فرو گیرند دوم پوشش عورت سوم پوشش آرایش ها و زینت های نصبی بر زینت های خلقی خود شامل موی سر - لب و گونه ها و چشم ها چهارم پوشش برجستگی های بدن و پنجم پوشش سینه و گردن و ششم پوشش زینت اندامی بدن
در بیشتر موارد میگویند نابرده رنج گنج میسر نمیشود این گنج اگر دارایی ها و ثروت ها باشد زیورهای دنیوی است که سرگرمی و پوچ است که در عالم پس از مرگ هیچ بکار نمیرود و رنجی است بیهوده / اما آنچه گنج است و بکار میاید رنجی است که بابت فهم حقیقت دین بدست میاید که در عالم پس از مرگ دیگر بیهوده نیست و رنجی است مفید فایده / همه پیامبران الهی یک دین داشتند یک اسلام داشتند / دین یا اسلام واحد است عام است و اصول دارد / دو یا چند دین در هستی نداریم چرا که فقط اسلام در پدیده های هستی عام دیده میشود و هیچ دین دیگری عام نیست/ دین های بشر ساخته پوچ اند چرا که عام نیستند/ دین سامانه هستی است چون عام است /زیر ساخت دین توحید است که در تمام خلقت دیده میشود و آن مجموعه اجزای به وحدت رسیده در تمام پدیده هاست / این وحدت اجزای خلقت فونداسیون هستی است که توحید است / توحید ثمره وحدت اجزای مخلوق است لذا توحید در هستی عام است / هیچ مخلوقی بدون توحید وجود ندارد / توحید سنگ بنای هر مخلوقی است/ هستی بدون توحید وجود نداشت /بقول دکتر شریعتی توحید فونداسیون هستی است که سایر اصول دین شامل بعثت امامت عدالت و معاد ستونهای بناشده روی فونداسیون هستی یعنی توحید است/بنابراین نابرده رنج گنجی که دارایی و ثروت و زیور دنیا باشد نیست بلکه نابرده رنج فهم حقیقت دین است / دین و اسلام تسلیم به صلح همزیستی و حیات سالم است که در همه پدیده های هستی دیده میشود /اگر صلح همزیستی و حیات سالم در پدیده های هستی نبود هستی بوجود نمیآمد/ دین یا اسلام اصولی دارد که صلح همزیستی و حیات سالم را در هستی برقرار نموده است این اصول توحید بعثت امامت عدالت و معاد است / همه اجزای انسان توحید دارند اما انسان مختار است به انتخاب اسلام یا کفر- صلح یا تجاوز- حیات سالم داشتن یا نداشتن - همزیستی داشتن یا نداشتن / انتخاب با انسان است لذا اسلام بوسیله پیامبران برای انسان تشریع شد تا انتخاب درست کند و اختلافات بی مورد و ضد صلح همزیستی و حیات سالم را طرد کند /
آیه 4 سوره احزاب/ خداوند برای هیچ مردی در درونش دو دل ننهاده است / پیامبر و امامان شیعه تک همسر بودند و یک زن دائمی داشتند و چنانچه همسردائمی آنان بهر دلیلی فوت میکردند با یکی از زنان هبه ای بدون تماس جنسی خود که عقد خواهر برادری داشتند ازدواج میکردند/ اینطور نبوده که در آن واحددو یا بیشتر همسر دائمی داشته باشند/با توجه به آیه 4 سوره احزاب پیامبر و امامان شیعه به قرآن عمل میکردند/ چند همسری در قرآن مردود است
آیه 20 سوره حدید / بدانید که زندگی دنیا، در حقیقت، بازی و سرگرمی و آرایش و فخرفروشی شما به یکدیگر و فزونجویی در اموال و فرزندان است
حیات و وجود در هستی بدون توحید میسر نیست / حیات و وجود مستلزم وحدت اجزاست این وحدت توحید است / وحدت اجزا در هستی با توحید میسر میشود / لذا ساختار و فونداسیون هستی بر پایه توحید است / توحید اجزای هستی دین است / لذا دین لازمه حیات و وجود هستی است / بدون دین هستی وجود نخواهد داشت/
دین عام است و علم هم عام / دین و علم همزادن / خلقت در بستر دین و علم ممکن است / علم توحیدی است و توحید علم است / همانطور که علم حریم ندارد و نمیتوان برای آن بن بست تصور کرد دین هم فاقد حریم و بدون بن بست است / هرگاه بگوییم دین حریم دارد در واقع برای علم هم حریم قائل شدیم / دین علم است و علم هم دینی و توحیدی / علم دارای اجزاست که با هم در وحدتند این وحدت اجزای علم توحیدی است / ثمره وحدت توحید است چرا که در وحدت اجزا نظم و قانون - رهبری واحد - توازون و تعادل و تکامل دیده میشود که همان توحید بعثت امامت عدالت و معاد است / لذا علم توحیدی است / و توحید علم است چرا که در توحید وحدت اجزا حاکم است که این وحدت علمی است / درون اجزای مخلوق وحدت علمی بین اجزای درونی نتیجه نظم و قانون درونی اجزا - رهبری واحد درونی اجزا - تعادل درونی اجزا و تکامل درونی اجزا میباشد که همه علمی است / لذا توحید علم است و علم توحیدی و این دو تفکیک ناپذیرند/ نه دین بر ضد علم است و علم بر ضد دین / علم و دین در پدیده های هستی همسانند/
آیه 85 سوره نساء/ هر که شفاعتى نیکو کند، او را از آن بهرهاى باشد و کسى را که شفاعتى بد کند وى را از آن سهمى باشد و مسلما خداوند
بر هر چیزى مراقب و تواناست
آیه 1 سوره نساء / ( ای مردم تقوا داشته باشید ) حفظ کنید اصول راهنمای حق ( پروردگارتان را آن که خلق کرد شما را از نفس واحدی )از
ماده ای که با جهش تکاملی دارای روح شد دو زن ودو مرد که دو بدو زن و شوهر شدند ( و خلق کرد از او )از همان ماده ( لنگه او را
و پخش کرد از آن دو- مردانی بسیار و زنانی را – و تقوا داشته باشید خداوند را آن که می پرسید بسبب او ) ازهمدیگر( و رحمها -همانا
خداوند بود بر شما مراقب / نفس زن و مرد واحد آفریده شده است / دو زن و دو مرد از یک نفس آفریده شده / و از آندو نفس واحد یعنی نفس های دو زن و دو مرد افرادی بسیاری منتشر شدند/
آیه 11 سوره فصلت / و آن گاه به خلقت آسمانها توجه کامل فرمود که آسمانها دودی بود، پس (به امر نافذ تکوینی) به آسمان و زمین فرمود که همه (به سوی خدا و اطاعت فرمان حق) به
شوق و رغبت یا به جبر و کراهت بشتابید. آنها عرضه داشتند: ما با کمال شوق و میل
میشتابیم/ توحید وحدت مجموعه اجزای مخلوق است و مخلوق اجزایست / این وحدت
اجزای مخلوق تکوینی است / لذا هستی و حیات مخلوق توحیدی است / هستی در بستر
توحید حیات دارد /
آیه 30 سوره احزاب / ای زنان پیامبر هر یک از شما که بطور ظاهر و آشکار عمل قبیحی ) گناه کبیره ( بکند او را دو برابر دیگران عذاب کنند عیال پیامبربودن دفع عذاب نمیکند بلکه در صورت ارتکاب گناه شدت عذاب دارد
آیه 87 سوره آل عمران / جزای اشخاص مرتد اینست که خدا و فرشتگان و جمیع مردم به ایشان لعنت میکنند
آیه34 سوره توبه/ ای آنان که ایمان آوردید همانا بسیاری از (احبار )علماء( و رهبان ) عابدان البته می خورند اموال مردم را به باطل.
آیه 15 سوره هود / کسانی که )تنها( خواستار زندگی دنیا و زینت آن باشند )و جز خوردن و نوشیدن و اموال و اولاد را طالب نبوده و چشمداشتی به آخرت نداشته باشند، برابر سنِّت موجود در پیکرهی هستی، پاداش دسترنج و( اعمالشان را در این جهان بدون هیچ گونه کم و کاستی به تمام و کمال میدهیم )چرا که مدار این جهان بر اعمال استوار است؛ نه بر نیّات و مقاصد، و بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست( وحقی از آنان در آن ضایع نمیگردد
زینت در دو معنا است اول اعضای انسان مثل صورت چشم ابرو موی سر بینی و دندان و لب و گونه که زینت های خلقی اند و حرام نیستند / و دوم ابزار الات مثل دستبند و گوشواره و..... است / به طبع مستند به آیه 32 اعراف زینت های خلقی حرام نیستند اما اگر ابزار آلاتی بر زینت های خلقی نصب شود باید آن زینت در زنان مومنه مسلمان پوشانده شود /
مستند به آیه 28 سوره احزاب تجملات دنیا زینت ها هستندکه عارضی اند / ای پیامبر به همسرانت بگو اگر زندگانی دنیا و تجمل آن را میخواهید پس بیایید تابهرهمندتان سازم و به رهایشی نیکو رهایتان کنم
کفر و ایمان عقیده اند و طغیان و تقوا عمل و اجرا/ طغیان عمل به کفر و تقوا عمل به ایمان است
مخلوقات تجلی کمالات حق مطلقند / تجلی مخلوقات نه نیاز خالق بلکه این تجلی لازمه بروز کمالات حق مطلق است / کمالات حق انوار نور است
انوار علم و دانایی است که بروز مخلوق را سبب است / مخلوق نیاز خالق نیست بلکه بروز کمالات حق که ناشی از مطلقیت او بر علم و دانایی
است تجلی میابد مانند انوار خورشید که نور کمال آنست نه نیاز آن / یا بروز علم و دانایی یک استاد که نشان از کمال دانایی اوست نه نیاز او/
آیه 140 سوره آل عمران / تلک الایام نداولها بین الناس / و این روزها را به نوبت میان مردم میگردانیم/ مردم در این آیه گاها دیندارو گاها غیر دیندارند چرا که دارای عقل و اختیارند/ لذا روزگار را خداوند میان همه مردم چه دیندار و چه غیر دیندار میگرداند تا همه امتحان شوند / روزگار را خداوند میان مردم میگرداند تا مردم صلح جو و دارای حیات و زندگی سالم از مردم غیر صلح جو و دارای حیات ناسالم تفکیک شوند و همه در این بازه امتحان شوند/ این گردش روزگار اختیارش با مردم است نه اجباری / لذا انتخاب صلح و حیات سالم داشتن یا خشونت و حیات ناسالم داشتن با اراده و انتخاب مردم است / بنابراین انتخاب حکومت و پذیرش دین با مردم است نه حاکمان/ حاکمی که خود را متولی دین برای مردمش بداند و زور و اجباردینی را حاکم کند در اراده و خواست مردم دخالت کرده که بر خلاف اراده الهی است/
آیه 15 سوره رعد / تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند -از روی اطاعت یا اکراه- و همچنین سایههایشان، هر صبح و عصر برای خدا سجده میکنند.
آیه 256 سوره بقره و آیه 99 سوره یونس / اگر پروردگارت می خواست یقیناً همه کسانی که روی زمین اند ]اجباراً[ ایمان می آوردند؛ ]ای
پیامبر! در حالی که خدا از بندگانش ایمان اجباری نخواسته[ پس آیا تو مردم را وادار می کنی تا به اجبار مؤمن شوند؟ ( 99 یونس)
در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست ]کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگیری
عقل و با تکیه بر مطالعه و تحقیق، دین را بپذیرد (256بقره)
مردان و زنان نفاق پیشه و مردان و زنان مشرک را که به خدا سوءظن دارند، عذاب کند. حوادث بد زمانه بر آنها باد، و خدا بر ایشان خشم گرفته و لعنتشان کرده و جهنم را براى آنها آماده کرده و چه بد سر انجامى است
آیه 46 سوره عنکبوت / و با اهل کتاب جز با نیکوترین شیوه مجادله و گفتگو مکنید، مگر با کسانی از آنان که [در مجادله با شما] ظالمانه به میدان آیند، و بگویید: به آنچه به سوی ما و به سوی شما نازل شده است، ایمان داریم و معبود ما و معبود شما یکی است و ما تسلیم [فرمان ها و احکام] او هستیم.
آیه 20 سوره شوری/ کسی که زراعت آخرت را بخواهد، به کشت او برکت و افزایش میدهیم و بر محصولش میافزاییم؛ و کسی که فقط کشت دنیا را بطلبد، کمی از آن به او میدهیم امّا در آخرت هیچ بهرهای ندارد!
آیه 72 سوره احزاب / ما امانت [الهى و بار تکلیف] را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، و آنها [تکوینا] از پذیرفتن آن سرباز زدند و از آن هراسیدند، ولى انسان آن را بر دوش گرفت
آیه 48 سوره نحل / آیا آنان به چیزهائی که خدا آفریده است نمینگرند و دربارهی آنها نمیاندیشند که چگونه سایههایشان از راست و چپ منتقل میگردند (و گاهی بدین سو و گاهی بدان سو امتداد مییابند) و فروتنانه خدای را سجده میبرند؟
آیه 140 سوره آل عمران / فرمود و این روزها را میگردانیم میان مردم / نفرمود روزها را میگردانیم میان مذاهب یا ایدئولوژی ها یا دین یا حکومت ها /حکومت مذهب دین و ایدئولوژی ها نزد مردم اختیاری اند نه اجباری / لذا خلایق را فرمود میگردانیم چون خلایق صاحب انتخاب حکومت دین مذهب و ایدئولوژی اند نه برعکس / خالق صاحب و مالک خلایق است و قادر است روزها را میان مردم بگرداند نه خودکامگان و تمامیت خواهان/ صاحب حکومت و دولت ایدئولوژی ها مذاهب و دین مردمند چون مردم دست به انتخاب میزنند
آیه 140 سوره آل عمران / روزگار را با (اختلاف احوال) میان خلایق میگردانیم /
فرمود روزگار را میان خلایق میگردانیم نه میان حکومت ها و دولتها مذاهب ایدئولوژی ها و دین /لذا خالق از کلمه خلایق استفاده کرده نه دین یا مذاهب یا ایدئولوژی ها یا حکومتها و دولتها / چرا که دولت ها و حکومت ها مذاهب و ایدئولوژی ها و دین بدست خلایق اختیار میشودو اجباری نیست / لذا حکومت الزاما و اجبارا دینی یا مذهبی یا ایدئولوژیک نیست / بلکه مشروعیت و مقبولیت دولت و حکومت با مردم است چرا که فرمود روزگار را میان خلایق میگردانیم نه میان حکومت ها و دولتها مذاهب ایدئولوژی ها و دین / دیکتاتورها تصور میکنند میتوانند دولت و حکومت را بنفع خود و باند خود بگردانند/
آیه 44 سوره هود : پیدایش نوروز از لنگر انداختن کشتی نوح پس از طوفان نوح در کوه جودی یا همان آرارات آغاز شد . این مهم در حوالی بهار اتفاق افتاد و روز نو در آن روزگار برای یکتاپرستان آغاز شد و نوروز برای یکتاپرستان شد/ نوروز در واقع پیروزی خداباوران بر خدا ناباوران است که در زمان نوح ع اتفاق افتاد / و شگفت آور این است که امروزه خداناباوران نوروز را به خداباوران تبریک و شاد باش میگن
آیه 19 سوره آل عمران / خالق هستی را از تجلی کمالات خود در مرتبه نزولی آفرید و در این تجلی صلح همزیستی و حیات سالم را که حق است تجلی نمود / تجلی کمالات حق در خلق موجود با توحید بعثت امامت عدالت و معاد در ذرات هستی آغاز شد یعنی ذرات هستی که مجموعه ذرات در وحدتند با نظم و ترتیب و رهبری واحد و تعادل و هدفی برای رسیدن به کمال توحیدی شدند که بستر و فونداسیون خلقت است این بستر حاصلش صلح همزیستی و حیات سالم را در هستی تکوینا برقرار میکند تا حیات و تکامل ادامه یابد / لذا دین نزد خالق در هستی اسلام یا صلح همزیستی و حیات سالم است که حمد و ستایش مخلوق را بهمراه دارد /
در آیه 36 سوره اسرا میفرماید از چیزی که به آن علم ندارید پیروی نکنید / لذا همه چیز در عالم و هستی از علم پیروی میکند نه خرافات و اوهام و رویا / بنابراین معجزات و وحی هم علمی است / لذا علم توحیدی است یعنی از مجموعه اجزای در وحدت است که توحید میشود/ توحید هم علم است چرا که توحید وحدت اجزای درونی ذرات و مخلوق است /بنابراین توحید و علم همزادن و هر آنچه علمی است توحید دارد و هر آنچه توحیدی است علمی است/
آیه 52 سوره نحل / دین سامانه و سیستم هستی است که ثابت پایدار و واحد است و دو ویژگی خاص دارد یکی عام است در هستی و دوم اصول دارد لذا سامانه هستی است و در همه مخلوفات تکوین شده است و اجزای مخلوق را در وحدت قرار میدهد این وحدت توحید است و اجزای آن اصول دین است که توحید فونداسیون آن و بعثت امامت عدالت و معاد ستونهای آن بر فونداسیون توحید است اجزای مخلوق بر اساس قوانین هستی که اصول دین اندبا هم در وحدت اند این وحدت همراه با صلح همزیستی و حیات سالم درونی اجزاست / مستند به آیه 19 سوره آل عمران دین نزد خدا اسلام است و اسلام تسلیم به همزیستی وحیات سالم داشتن است و فرمان خدا صلح همزیستی و سالم زندگی کردن است این اسلام است دین است / دین هم تکوینی است هم تدوینی . همه خلقت توحیدی است . خلقتی بدون توحید نیست بنابراین دین سیستم هستی است که هستی بر آن بنا شده است . بنا برآیه 44 سوره اسرا وآیه 18 سوره حج همه آفرینش تسلیم خالق اند و اسلام دارند لذا همه مخلوقات در صلح همزیستی و حیات سالم دارند که دین تکوینی نامیده میشود و دین تدوینی شامل انبیاء و رسولان و کتب پیامبران اولوالعزم است/ دین واحد التوحید است چون فعل مخلوق است و خالق واحد الاحد/ دین مخلوقیست که هستی بر آن بنا شده است. خلقت بدون وجود دین ممکن نبود .خلقت ثمره وحدت اجزای آنست این وحدت توحید میباشد که فونداسیون وجود است/دین توحیدیا وحدت اجزای مخلوق در صلح همزیستی و حیات سالم است .
آیات 5 و 6 سوره توبه / و چون ماههای حرام به سرآمد، آنگاه مشرکان را هرجا که یافتید بکشید و به اسارت بگیریدشان و محاصرهشان کنید و همه جا در کمینشان بنشینید، آنگاه اگر [از کفر] توبه کردند و نماز برپا داشتند و زکات پرداختند، آزادشان بگذارید که خداوند آمرزگار مهربان است (۵) و اگر کسی از مشرکان از تو پناه خواست به او پناه بده، تا آنکه کلام الهی را بشنود، سپس او را به جای امنش برسان، این از آن است که ایشان قومی ناآگاهاند (۶)
مشرک بد دیندار است اگر بنا بر کشتن مشرک بود دیگر سخن از اسارت و پناه دادن به مشرک در این آیات نبود/
آیات 60 و 61 سوره انفال / برای (مبارزهی با) آنان تا آنجا که میتوانید نیروی (مادی و معنوی) و (از جمله) اسبهای ورزیده آماده سازید، تا بدان (آمادگی و ساز و برگ جنگی) دشمنِ خدا و دشمن خویش را بترسانید، و کسان دیگری جز آنان را نیز به هراس اندازید که ایشان را نمیشناسید و خدا آنان را میشناسد. هر آنچه را در راه خدا (از جمله تجهیزات جنگی و تقویت بنیه دفاعی و نظامی اسلامی) صرف کنید، پاداش آن به تمام و کمال به شما داده میشود و هیچ گونه ستمی نمیبینید. (۶۰) اگر آنان به صلح گرایش نشان دادند، تو نیز بدان بگرای (و در پذیرش پیشنهاد صلح تردید و دودلی مکن و شرائط منطقی و عاقلانه و عادلانه را بپذیر) و بر خدای توکّل نمای که او شنوای (گفتار و) آگاه (از رفتار همگان) است.
این آیه درباب مبارزه با کافران است نه اهل کتاب به این نکته توجه شود
امر واجب امر ایجابی است یعنی برای ماحصل شایسته بایدسازندگی کنی؛ خود را بسا زی، روابطت را با دیگران و محیطت بسامان کنی تا
شایسته دریافت شایستگی شوی! وجوب در مقابل سلب است یعنی به خلاف امور سلبی که باید نکنی امور ایجابی را باید با حساب و کتاب و تمرین و استمرار و سازندگی موجب شوی تا سازندگی ایجاد کنی! در امر سلبی از ادامه روندی که در آنی باز می ایستی و خود را مبرا می کنی و در امر ایجابی خود را بازمی سا زی یا متولد می کنی! آ ری در واجبات دینی اجبار راه ندارد که « لا إکْراهَ فی الدِّ ین » انسان از امور زشت خود را بازمیدارد مانند حرام های الهی تا در خود سازندگی ایجاد کند این باز ایستادن و بازسازی اجباری نیست بلکه ایجابی است/رسیدن به شایستگی ها اجبارا بی معناست بلکه امری ایجابی است یعنی خودت برای رسیدن به آن شایستگی باید سازندگی کنی/
آیه 4 سوره محمد / رقب ریشه رقاب است و یعنی مراقبت شدید با چشم / میگوید هنگام کارزار چهار چشمی مراقب حق پوشان باشید/ ضرب الرقاب در آیه چهارچشمی مراقبت کردن است نه گردن زدن / چرا که بعد از گردن زدن دیگر به بند کشیدن در دنباله آیه چه معنایی دارد؟
فردی که مسلمان است یعنی پذیرفته صلح همزیستی و حیات سالم را اما ایمان درستی بخدا ندارد این فرد کافر نیست اما گمراه است آیه 14 سوره حجرات
فردی که نه اسلام دارد یعنی نمیپذیرد صلح و همزیستی و حیات سالم و ایمان بخدا هم ندارد این فرد کافر است/ کافر حق پوشاننده است یعنی صلح و همزیستی و حیات سالم را و همچنین خدا را که حق هستند منکر میشود
فردی که ایمان بخدا دارد و اسلام ( صلح همزیستی و حیات سالم ) را هم پذیرفته مسلمان است
فردی که ایمان بخدا دارد و اسلام را هم پذیرفته و شریعت را هم که از دین است میپذیرد این فرد مومن مسلمان است/
فردی که اهل کتاب است یعنی شریعت را پذیرفته اما دو خدا را میپرستد مشرک است/
حالا سبک سنگین کنید ببینید در کدام دسته اید
آیه 7 سوره آل عمران / کسانی که در قلوبشان انحراف ]از هدایت الهی[ است برای فتنه انگیزی و طلب تفسیر ]نادرست و به تردید انداختن
مردم و گمراه کردن آنان[ از آیات متشابهش پیروی می کنند/
آیه 14 سوره حجرات / عربهای بادیهنشین گفتند: «ایمان آوردهایم» بگو: «شما ایمان نیاوردهاید، ولی بگویید اسلام آوردهایم، امّا هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است! و اگر از خدا و رسولش اطاعت کنید، چیزی از پاداش کارهای شما را فروگذار نمیکند، خداوند، آمرزنده مهربان است.»
اسلام آوردن یعنی به صلح همزیستی و حیات سالم روی آوردن است / در این آیه آشکار است اسلام آوردن بدون ایمان بخدا داشتن مقصود زندگی در صلح همزیستی و حیات سالم داشتن است
یرتد در قرآن به معنای بازگشتن است .در آیه217 سوره بقره میفرماید ) حتی یردوکم عن دینکم ( ) تا اینکه برتان گردانند از دینتان( . هرگاه فردی که مسلمان است و برگردد از مسلمانی ) یعنی عدم تسلیم به صلح همزیستی و حیات سالم داشتن مرتد است. مجازات دنیوی مرتد شدن تباهی همه اعمال است/ و مجازات اخروی بدنبال دارد
آیه83 سوره آل عمران / آیا ]اهل کتاب پس از این همه دلایل روشن[ غیر دین خدا را خواستارند؟ در حالی که هر چه در آسمان ها وزمین است از روی رغبت یا کراهت در برابر او ]و اراده و فرمانش[ تسلیم است، وهمه به سوی او بازگردانده می شوند